- پایگاه اطلاع رسانی دفتر رییس دولت های نهم و دهم - https://mehremardom.ir -

داشتن زمامداران صالح، توانمند و برآمده از اراده ملت ها، از حقوق اساسی مردم است

محورهای مهم سخنان رئیس جمهور سابق که به ادامه روند تبیین آرمانهای انقلاب و روشنگری پیرامون مبانی گفتمان امام(ره) و رهبری اختصاص داشت و طی آن خصوصیات رفتاری و رویکردی مدیریت های مردمی و غیر مردمی تشریح گردید، به شرح زیر است:

 

متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در اجتماع پرشور مردم قزوین به شرح زیر است:

                               بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

–          خداوند بزرگ را سپاسگزارم که توفیق حضور در این اجتماع با شکوه و زیارت چهره های نورانی شما مردم مومن ، شجاع و انقلابی را عنایت فرمود.

–          قزوین مرکز علم و هنر و دیانت و سیاست است.

–          قزوین دیار مردمان متعهد ، تمدن آفرین و فرهنگ پرور است.

–          دیار علما و سیاستمداران و مهد پرورش شهید رجایی یعنی الگوی جاودان مدیریت مردمی و انقلابی است.

–          سلام و درود خداوند بر شما مردم خوب و فداکار.

–          هفته دولت و ایام شهادت شهید رجایی و یار گرامی اش شهید باهنر را به شما و همه ملّت ایران تبریک عرض می نمایم.

–          در ادامه مباحث قبلی در آمل، جیرفت، تهران، زنجان، ملارد و بافق می‌خواهم درباره ویژگی های مدیریت های مردمی و متقابلاً مدیریت‌های غیر مردمی مطالبی عرض کنم :

عزیزان من؛

–          می دانید که انسان برای هر نوع حرکت و پیشرفت و تحقق هر هدفی ، نیازمند مدیریت است. مدیریت ، عنصر لازم برای زندگی است.

–          از ابتدای تاریخ، مشکل و ضعف اصلی انسانها و جوامع انسانی در مدیریت ها بوده است.

–          مدیریت از خود انسان شروع می شود.

–          مدیریت بر استعدادها ،‌خواسته ها و تمایلات ، مدیریت بر وقت ، انرژی و عمر و مدیریت بر اندیشه ، سخن ، تصمیمات و مواضع ، بخشی از مدیریت انسان بر خودش است.

–          دامنه این مدیریت ها به جامعه نیز کشیده می شود.

–          اگر کسی خودش را درست مدیریت کند ، این ظرفیت را به دست می آورد که در مدیریت جامعه نیز نقشی مثبت و موثر ایفا کند.

–          امروز مشکل بزرگ بشریّت ، ضعف اساسی مدیران در مدیریت بر ابعاد وجودی خودِ آن مدیران است.

–          کسانی که نتوانسته‌اند خودشان را به درستی مدیریت کنند و لگام اندیشه، اراده و رفتار خود را به خودخواهی ها و برتری جویی ها و باندهای قدرت و ثروت یا همان شیطان سپرده اند، چگونه می توانند ملّت ها را به درستی مدیریت کنند و به سعادت برسانند.

–          ذات نایافته از هستی بخش        کی تواند که بود هستی بخش

–          از دیدگاه انقلاب اسلامی ؛

–          همه امور متعلق به مردم ، برای مردم و در خدمت مردم تعریف می شود.

–          مردم ، صاحب و مالک اند و حق دارند سرنوشت خود را تعیین نمایند.

–          از حقوق اساسی مردم ، داشتن زمامداران صالح ، توانمند و مردمی است که هم برآمده از اراده مردم و هم در خدمت تحقق خواست مردم باشند.

–          درست از همین منظر است که می توان مدیریت ها را به مدیریت های مردمی و غیر مردمی دسته بندی کرد.

–          قبلاً اشاره کرده ام که در مدیریت های غیر مردمی ، مبنای مدیریت‌، کار برای منافع خود و طایفه خود ، بی اطلاع نگه‌داشتن مردم از امور مهم‌، تضعیف خودباوری مردم و ایجاد اختلاف بین مردم است اما در نقطه مقابل آن مدیران الهی و مردمی قرار دارند.

–          می خواهم بر این نکته تاکید ‌کنم که مدیریت‌های الهی حتماً مردمی‌اند و نمی توانند الهی نباشند

–          مدیریت غیر مردمی نمی تواند الهی باشد و مدیریت الهی نیز نمی تواند غیر مردمی باشد.

–          هر دو یک مفهوم دارند.

–          امروز می‌خواهم به سه ویژگی دیگر از این دو نوع مدیریت اشاره کنم.

–          در ابتدا  به مدیریت های غیر مردمی و غیر الهی اشاره کنم:

1–      طبقاتی کردن جامعه و برخورد تبعیض آلود:

–          اساس کار مدیریت های غیر مردمی بر تفرقه افکنی و ایجاد فاصله بین مردم است.

–          در نگاه این مدیران ، همواره باید عدّه خاصی را راضی نگه داشت تا از این طریق ، بقیه مردم را مدیریت کنند.

–          به همین سبب به خواسته‌های این عدّه خاص توجه ویژه می کنند . ‌در نتیجه ، این اقلیّت خاص دارای جایگاه بالاتر شده و از امکانات عمومی بیشتر برخوردار می شوند.

–          این روند تا آنجا پیش می رود که برخورداری تبعیض آلود از فرصت ها و ثروت عمومی برای این اقلیت به یک حق تبدیل می شود.

–     آنها مدعی هستند که برتر از توده های مردمند و مدیریت، ارثیه آنان است و دیگران اگر ادعایی داشته باشند، زیاده خواهی کرده‌اند و باید به خاطر آن مواخذه شوند.

–          اینان اصرار دارند که بهتر از عموم مردم می فهمند.

–          برای نظرات مردم ارزشی قائل نیستند و در اکثر مواقع به صراحت، توده‌های مردم را عوام می نامند و آنان را به سُخره می‌گیرند.

–          بی تردید مسخره ترین افراد، کسانی هستند که توده های مردم را به سُخره می گیرند.

–          نتیجه طبیعی این نوع مدیریت ، ایجاد درّه‌های عمیقِ فاصله در برخورداری از رفاه و ثروت بین اقلیت مورد حمایت مدیران با توده های مردم است.

–          این گروه از مدیران، عملاً به نماینده و حافظ منافع قشر کاملاً ممتاز جامعه تبدیل می‌شوند.

–          آنان امتیازات استثنایی در اظهار نظر ، دخالت در امور و استفاده از فرصت های گوناگون را برای خود و آن اقلیّتِ محض ایجاد می کنند.

–          این مدیران و آن اقلیت محض، به خود اجازه می دهند آشکارا دروغ بگویند و به هر کس که بخواهند، هر تهمتی را بزنند اما به اکثریت مردم حتی اجازه اعتراض یا دفاع از حقوق مُسلّمِشان را نمی‌دهند .

–          اگر کسانی بخواهند از حق خود در برابر آنان دفاع نمایند، با خشونت تمام و با سیل حملات ناجوانمردانه رسانه ای یا با استفاده از ساز و کارهای به ظاهر قانونی ، می کوشند صدای آنها را خاموش کنند.

–          این نوع مدیریت ، همان مدیریت شیطان و نقطه مقابل خواست خداوند و سدّی در برابر رشد و کمال انسانها است.

–          در نگاه اینان ، توده های مردم فقط مسئول کار ، تلاش ، تولید و تحمّل سختی ها و البته موظّف به تبعیّت و تمجید از آنان هستند.

–          در این مدیریت ها اکثریت مردم در فقر و ضعف هستند و اقلّیتی محض نیز در اوجِ برخورداری و قدرت قرار دارند.

–          در این مدیریت ها، مردم به طُرُق مختلف از عرصه‌های اصلی تصمیم‌گیری کنار گذاشته می شوند.

–          تصور نشود که به صرف عنوان دموکراسی یا برگزاری انتخابات ، مدیریت ها مردمی می شوند ، گرچه این ها یک گام به جلو است.

–          به حکومت های ایالات متحده آمریکا و عمده حکومت های اروپایی نگاه کنید .

–          انتخابات هست اما مردم در انتخابِ خود کاملاً محدود به تصمیمات سیستم های شناخته و یا ناشناخته ای هستند که انتخاب مردم را به طور کامل هدایت و دایره آن را محدود به نمایندگان دو یا چند حزب می‌کنند.

–          ده ها و صدها سال ، دایره مدیریت ها محدود به افراد خاص و ثابت و دسته هایی است که از قِبَل حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند.

–          همان کسانی که با سوء استفاده از ساز و کارهای به ظاهر قانونی، جایگاه خود را در بالاترین رده های مدیریت تثبیت کرده اند.

–          وقتی فاصله طبقاتی عمیق شد، جایی برای عرض اندام و دخالت توده های محروم و مستضعف باقی نمی ماند.

–          اینکه اندیشه الهی و اسلامی ، با تبعیض و ظلم و فاصله طبقاتی به شدّت مقابله می کند ، به دلیل آثار گسترده و بسیار تخریبی آن است.

–          کلمات بزرگان دینی ، امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری و مجاهدت آنان برای برداشتن فاصله طبقاتی را ملاحظه نمایید.

–          تند‌ترین عبارات و برانگیزاننده ترین کلمات برای تبیین مسئولیت عمومی در جلوگیری از بروز فاصله طبقاتی در جامعه ، در سیره بزرگان قابل ردیابی است.

2–      تضعیف و تخریب عزّت و کرامت عمومی

–          معلوم است وقتی وجهه همت مدیران به تامین منافع خود و عده ای خاص متمرکز و معطوف گردد ، اکثریت مردم ضعیف می‌شوند.

–          مدیران غیر مردمی از یک سو با تضعیف توده های مردم، عزّت و کرامت آنان را مخدوش می کنند؛

_ و از سوی دیگر با از دست دادن حمایت توده های مردم ، به عنوان منبع اصلی اقتدار ملّی ، در مواجهه با زیاده طلبی ها و زورگویی های قدرت های سلطه گر جهانی ، امتیاز می دهند و عزّت ملی را قربانی می کنند.

–          برخی از این مدیران به جایی می رسند که برای حفظ قدرت خود دست به دامن بیگانگان شده و تلاش می کنند با حمایت آنان ، مخالفین را سرکوب و پایه های مدیریت غیر مردمی خود را تثبیت نمایند.

–          و بدتر آنکه ، از اظهار این رویکرد ضدّ ِمردمی و ضدّ ِعزّت مندی ابایی نیز ندارند.

–          معلوم است که در این شرایط ، عزّت ملّت ها باید سرکوب شود تا معادله استمرار مدیریت این افراد برقرار شود.

–          در ادبیات این مدیران، تحقیرِ داشته ها و توانایی های ملّت ها و بزرگنمایی قدرت سلطه گران به روشنی قابل مشاهده است.

–          اینان در برابر مستکبران و دشمنان ملّت ها ، متواضع و فروتن و در برابر مردم خویش ، خشن و گردن فرازند.

–          اینان ، تسلیم را تئوریزه می کنند و مردم را به تسلیم در برابر نظام های شیطانی حاکم بر جهان فرامی خوانند.

–          در حالی که در کلمات رهبران انقلاب اسلامی ، درست عکس این رویه به وضوح قابل مشاهده است.

3–      کنترل و محدود کردن سطح توقع و خواست مردم

–          این مدیران از آنجا که اهل مجاهدت و فداکاری و قادر به ظرفیت سازی برای شکوفایی استعدادهای عمومی مردم نیستند ، اصرار دارند که سطح خواسته های توده های مردم را محدود کنند.

–          آنان از هر نوع مطالبه یا بروز اراده مردمی نگرانند.

–          به این عنوان که نباید سطح مطالبات و یا توقع مردم را بالا برد مردم را از مطالبه حقوق خود منع می کنند.

–          اینان افق آرزوهای مردم را بسیار محدود می پسندند.

–          در مدیریت اینان ، حتی تامین بخور و نمیر و زندگی روزمره مردم، به مشکلی بزرگ تبدیل می شود، تا جایی که اکثریت جامعه در فشارِ مستمرِ زندگی کمر خم می کنند.

–          اینان همچنین اصرار دارند که مردم به امور مهم فکر نکنند.

عزیزان؛

–          این بخشی از کارکرد مدیران غیر مردمی است ، حال اجازه دهید به چند ویژگی مدیران مردمی و الهی نیز اشاره کنم.

1–      تلاش برای وحدت و انسجام جامعه

–          اصولاً تحقق هر هدف مقدّس و هر پیشرفت مثبتی در جامعه نیازمند تلاش هدفمند عمومی است.

–          و این کار مهم نیز مستلزم وحدت اندیشه و اراده و عمل مردم است.

–          حفظ و تحکیم وحدت مردم برای مدیران الهی یک اصل اساسی است ، بنابراین هرگز مردم را طبقه طبقه نمی کنند و همواره به دنبال وحدت عمومی جامعه هستند.

–          این مدیران با عواملی که به هر ترتیب فاصله طبقاتی ایجاد می کنند، یا به یک گروه خاص ، اجازه می دهند که به طبقه ای ممتاز و برخوردار از اختیارات و امکانات ویژه تبدیل شود ، به شدت برخورد می کنند.

–          با رانت خواری ها و امتیاز جویی ها به مقابله برمی خیزند و امکانات و ثروت و فرصت کشور را عادلانه توزیع می کنند و در اختیار همگان قرار می‌دهند.

–          امام راحل (ره) و رهبری انقلاب به طور جدّی تلاش کرده اند از شکل گیری «طبقه ممتازه» در جامعه جلوگیری کنند.

–          آنها بارها و بارها به حلقه های شکل گرفته برای ایجاد این طبقه ممتازه هجمه کرده و هشدار داده اند.

–          امام راحل(ره) از هر نوع امتیازجویی در امور سیاسی و اقتصادی ، به ویژه در انتخابات به شدت جلوگیری می کرد و می فرمود که دخالت در امور سیاسی و انتخابات ، حق مردم و متعلق به ملّت است.

–          ایشان حتی اجازه نداد جامعه روحانیت تهران در سایر شهر ها کاندیدا معرفی کند و فرمود حق مردم هر محلی است که نمایندگان خود را برگزینند.

–          ایشان از دخالت عوامل قدرت و ثروت ممانعت و با آنها برخورد می کرد.

–          ایشان هم پای مردم حرکت می کرد و از اینکه نظری بر مردم تحمیل شود به شدّت جلوگیری می فرمود.

–          ترجیع بند کلمات امام(ره) دعوت به وحدت و برخورد با عوامل تفرقه آفرین بود.

–          امام ، نماد وحدت جامعه و مقوّم و عامل دوام و تعمیق آن بود.

2–      تعظیم مردم و ارتقاء عزّت عمومی

–          حفظ و ارتقاء کرامت و عزّت ملّت و کشور یک خط ثابت در مدیریت های مردمی است.

–          تمام برنامه های آنان متکی بر عزّت ملی و تقویت کننده آن است.

–          ملّتی که احساس عزّت کند ، خودباور می شود و قدرت خود را پیدا می‌کند و راه های رسیدن به اهداف خود را می یابد. شکست ناپذیر می شود و به خواسته های خود می رسد.

–          مدیران مردمی کوچکترین ضعفی که موجب تضعیف عزّت عمومی شود‌، از خود نشان نمی دهند و با هر عمل و سخنی که عزّت مردم را خدشه‌دار نماید به شدّت برخورد می کنند.

–          آنان در برابر دشمنان ملّت، سرفراز و در برابر مردم، متواضع و فروتن اند.

–          آنان شانی جز خدمتگزاری برای خود قائل نیستند و از این طریق عظمت و عزّت ملّت را به صورت نهادی تقویت می کنند.

–          امام می فرمود : ملّت ، ما را سر کار آورده است و هرچه ملّت می خواهد همان باید عمل شود.

–          می فرمود : رهبر ما آن طفل 13 ساله است که نارنجک به خود بست و خود را زیر تانک انداخت.

–          یا می فرمود : کارگر و کشاورز و مردم عادی ولی نعمت و آقای ما هستند.

–          و بدین ترتیب روح عزّت و کرامت را در جامعه می دمید.

3-       توسعه سطح مطالبات و توقعات مردم به آرمانهای بلند الهی

–          به یک تعبیر می شود ارزش هر فرد یا ملّتی را با آرزوها و توقعاتش شناخت.

–          اگر ملّتی مطالبه و یا توقع بالا نداشته باشد اصولاً حرکتی نمی کند و اراده ای برای پیشرفت به وجود نخواهد آمد.

–          اساساً رمز و راز حرکت یک ملّت و هر انسانی آرمانخواهی است.

–          هرچه اهداف بزرگتر باشند وحدت آفرین تر و زیبا ترند و انگیزه و شور حرکت بیشتر است .

–          اهداف بلند الهی و انسانی جامعه را متّحد و انرژی هایِ نهفته را آزاد و سرعت پیشرفت را چند برابر می کند.

– بین حس و حال و برنامه ریزی و عمل کسی که می خواهد تا سر کوچه محل شان برود و کسی که می خواهد اورست را فتح کند، خیلی تفاوت است.

–          هرچه انسانها بزرگتر و متعالی‌تر باشند اهداف آنان نیز متعالی تر و بزرگتر است.

–          مدیران الهی همیشه به آرمانهای بزرگ وعده داده و جامعه را در مسیر رسیدن به آن متّحد می کنند. آنها همواره موجد حرکت و عامل وحدت هستند.

–          امام راحل(ره) برافراشتن پرچم توحید (یعنی آزادی و عدالت و کرامت همه انسانها) بر قلل رفیع بشریّت را وعده می دهد و عزم و اراده و برنامه ها را بر آن اساس تنظیم می کند.

–          امام با توسعه آرمانها ، وحدت و انگیزه حرکت مردم را به ارمغان می آورد و زمینه پیوند ملت ها و وحدت جهانی انسانها را فراهم می‌کند.

–          امروز به فضل الهی جامعه بشری به سرعت به سوی انتخاب مدیران مردمی متمایل می شود و از مدیران غیر مردمی ابراز برائت می کند.

– هر کجا انتخابات آزاد شکل بگیرد، مدیران مردمی با استقبال گسترده مردم مواجه می شوند.

–          مستکبران جایگاه خود را از دست داده اند و چاره ای جز تسلیم در برابر خواست ملّت ها ندارند.

–          به چهره درخشان شهید رجایی نگاه کنید.

–          او یک دانش آموخته ممتاز مکتب امام(ره) و انقلاب است.

–          تمامی زندگی اش ، صرف تلاش در راه اهداف انقلاب و خدمت به مردم شده است.

–          او یک مدیر مردمی و از جنس مردم و همراه مردم است.

–          او خودش را فرزند ملّت می نامد. نبض او با مردم و برای مردم میزند.

–          مردم با او خیلی راحت و مانند یک دوست صمیمی و آشنای قدیمی اند.

–          هرگز تصور نکرد که کسی شده است و در خودش احساس برتری نکرد.

–          در مدت کوتاه مدیریتش، تصمیمات انقلابی و مردمی بزرگی اتخاذ کرد.

–          او ، دولت و ملت را آشتی داد و رابطه دولت و ملّت را از آقا و رعیت به خدمتگزار و صاحب اختیار تغییر داد.

–          با همه وجود در برابر مردم تواضع می کرد و در برابر گردنکشان و خودخواهان و مستکبران می ایستاد.

–          دولت او در خدمت مردم و برای مردم بود.

–          با غم مردم غمگین و با شادی آنها شاد بود.

–          شاهد بودم که وقتی در مرز های شمال غرب عدّه ای از رزمندگان در کمین ضدّ ِ‌انقلاب وابسته ، شهید شده بودند، خود شهید رجایی شخصاً به عنوان نخست وزیر مستقیماً با مسئولین و فرماندهان محلی تماس می گرفت و از کوتاهی های احتمالی با عتاب و تندی بازخواست می کرد.

–          او آن شهیدان را فرزندان خود می دانست و با دل سوخته بستگان آنان ، می سوخت.

–          هرگز از حق مردم کوتاه نیامد و هرگز رضایت عموم مردم را به رضایت عدّه ای خاص نفروخت.

–          در سازمان ملل با مظلومیت و اقتدار نماد عزّت مردم و کشور خود شد.

–          علیرغم هجمه های ناجوانمردانه و توهین و تهمت های گسترده و کم سابقه هرگز لب به دفاع از خود نگشود و وقت و امکانات کشور را فقط صرف خدمت به مردم کرد.

–          از آنجا که از خود مردم بود ، همه مردم به خصوص محرومین و مستضعفین را به خوبی می دید و در برنامه هایش ، منافع عموم مردم همیشه حرف اول را می زد.

–          در مدت چند ماه نخست وزیری و حدود یک ماه ریاست جمهوری اش به بسیاری از مناطق کشور به خصوص مناطق محروم ، سرکشی کرد و اعضای دولت را به اعماق کشور برد.

–          ساده زیستی او زبانزد بود.

–          او بسیار پرکار بود و لحظه ای را برای خدمت از دست نمی داد.

–          طرح های او همگی اساسی و مبنایی و متناسب با شرایط روز ایران بود.

–          با اینکه صاحب علم و معرفت و در آن زمان از نظر علمی در مرتبه ای بالا بود اما مخالفین بی مقدارش او را بی سواد خطاب می کردند.

–          امام(ره) در پاسخ فرمود که آقای رجایی عقلش بالاتر از علمش است.

–          پافشاری اش بر حقوق مردم و دفاع جانانه اش از حیثیت و عزّت ملّت ایران ، دشمنان پست و بی ارزش او را واداشت تا به کثیف ترین و پست ترین کارها تن دهند و او را در آتش کینه خودشان بسوزانند و ذغال کنند.

–          همان کاری که همه مستکبران و خودبرتربینان و انسانهای به ظاهر بزرگ ولی کوچک در برابر انسانهای وارسته و حق طلب انجام می دهند.

–          ابتدا تهمت و افترا می‌زنند و ترور شخصیت می کنند و اگر تسلیم یا کوتاهی از حقوق مردم اتفاق نیفتد، از قوه قهریه و جنایت استفاده می کنند.

–          جالب است که این آدمکشان معمولاً شعار اخلاق و حقوق انسانها و نرمی و میانه روی می دهند و حق طلبان را به خشونت و افراط‌گری و تندروی متّهم می کنند.

–          بلاخره شهید رجایی پس از عمری مجاهدت و تلاش در راه حق و خدمت بی منت به مردم ، به همراه دوست وفادارش شهید باهنر، به آتش کینه مدعیان بی فرهنگ و ضد مردم سوخت .

–          بدین ترتیب نقش و خطی درخشان از حقیقت انسانیت را در تاریخ رسم کرد و راه انسان زیستن را به بشریت عرضه نمود.

–          راه شهید رجایی تا ابد ادامه دارد و دشمنان ملّت ها سرنوشتی جز ذلّت و شکست نخواهند داشت.

–          خداوند او و شهید باهنر و همه شهیدان و امام شهیدان را با اولیاء محشور نماید.

–          از همه عزیزانی که دعوت کردند و زحمت برپایی مراسم را متحمّل شدند‌، هیات امناء محترم مسجد، مسئولین محترم محلی و بسیج عزیز و شما مردم خوب سپاسگزارم و در پایان چند دعا می کنم:

خدایا ؛

–          حاکم اصلی ، عاشق مردم و عدالت گستر حقیقی را برسان.

–          او را به دست مردم ، حاکم کن.

–          به واسطه او همه زیبایی ها را حاکم و زشتی ها را زائل کن.

–          ملّت ایران را به قلّه عزّت و پیشرفت برسان .

–          بدخواهان او را منکوب کن.

–          جوانان ما راحفظ و مشکلات آنان را برطرف فرما.

–          رهبری‌گرانقدر انقلاب را ، در سایه عنایات امام عصر(عج)‌ ، مویّد و محفوظ بدار.

سر بلند و عزیز باشید