کد خبر: 50233

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۱/۱۶ - ۱۲:۴۴

نشست مطبوعاتی دکتر احمدی نژاد با نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی

اولین نشست مطبوعاتی دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ، ساعت ۱۶ روز چهارشنبه شانزدهم فروردین با حضور جمع کثیری از خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی و با تلاوتی چند از کلام الله مجید برگزار شد.

دکتر احمدی نژاد پیش از پاسخگویی به پرسش های ابتدا از آقای حمید بقایی دعوت کرد تا در کنار او حضور داشته باشد و سپس در گزارشی به تشریح موارد مهمی از حقوق اساسی به رسمیت شناخته شده مردم ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی پرداخت .

متن کامل این سخنان به شرح زیر است :

                                                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

سال نو و نوروز را به همه ملت و مقام معظم رهبری و شما عزیزان تبریک عرض می نمایم و برای همگان سلامتی و عزت و موفقیت آرزو دارم.

خداوند بزرگ را سپاسگزارم که فرصت این دیدار و گفتگو را عنایت فرمود.

از برادر عزیزم جناب آقای بقایی به خاطر حضور در جلسه تشکر می کنم.

می خواهم دقایقی درباره  مبانی و آرمانهای انقلاب  با شما صحبت نمایم . البته برخی ایراد می گیرند و می‌گویند چرا از انقلاب سخن می گویی؟!

پاسخ این است که انقلاب محصول فداکاری و تحول روحی و آرمانی یک ملت بزرگ و تمدن ساز است ومن تلاش می کنم تا از کاروخواست ملت دفاع کنم.

دفاع از انقلاب به معنای دفاع از عملکردهای دستگاه ها و مدیران و نهادها نیست‌، دفاع از یک ملت و آرمان و خواست و تلاش یک ملت است که همچنان ادامه دارد .

ملت ایران امروز بسیار جدی تر به دنبال اهداف انقلاب 1357 است.

اعتقاد دارم که علیرغم دستاوردهای عظیم ، هنوز با آرمانهای بلند انقلاب فاصله زیادی داریم.

مطالبات اصلی و نهایی انسانها فطری و مشترک است و تحولات انسانی محدوده جغرافیایی و نژادی ندارد.

امروز هر آرمانی را دنبال و یا مطالبه ای را فریاد و یا هر حقوق و ارزشی را مطرح می‌کنیم مربوط به همه انسانهاست . سخن من و خطاب من جهانی است.

استقرار کامل توحید ، آزادی ، عدالت ، کرامت و عشق و احیاء حقیقت انسان و کمال انسانی تحت رهبری انسان کامل امام عصر (عج) ، خواست فطری و آرزوی تاریخی همه انسانها بوده و هست. ما همۀ اینها و بالاترین رفاه را برای همه انسانها می خواهیم.

همه باید از زندگی مناسب و آرامش برخوردار باشند . استبداد ، ظلم ، فاصله طبقاتی  تبعیض ، فقر و تحقیر باید جای خود را به آزادی و عدالت و برادری و رفاه و عزت بدهد.

شیطان و شیطانیان، همواره با بدیل تراشی در حوزه آرمانی و یا روش رسیدن به آرمان ها تلاش کرده اند در مسیر تحقق آرمانها مانع ایجاد نمایند.

تحریک و ترویج خودخواهی و خود برتر بینی اقلیتی از انسانها ، یا همان اشرافیت اقتصادی و اشرافیت سیاسی ، ریشه و رمز و راز همه مشکلات جامعه بشری و تبعیض ها ، ظلم ها ، جنگ ها و کینه ورزی های طول تاریخ بوده است.

امروز هم مشکل همین است.

آزادی ، قدرت و ثروت با فریبکاری در انحصار عده ای از اشراف سیاسی و اقتصادی خودخواه و خود برتر بین قرار گرفته و اکثریت ملت ها در محرومیت به سر می برند.

نظام سرمایه داری لیبرال در واقع اوج خود‌ برتر‌بینی گروه حاکم بر جهان و ریشه تمام مشکلات است.

جهان پر از ثروت و امکانات است و اگر به درستی مدیریت شود و همگان در مدیریت مشارکت داشته باشند ، همه می توانند در بهترین سطح از رفاه و در کمال آزادی ، عزت ، برادری ، صلح و امنیت زندگی کنند.

بزرگترین مانع تحقق آرمانهای انسانی، انحصار همه امکانات و فرصت ها در دست عده ای خاص حاکم بر جهان است.

فرصت مناسبی است که درباره آرمانهای انقلاب و حقوق اساسی مردم  در قانون اساسی جمهوری اسلامی مواردی را بیان نمایم.

این قانون تنها سند معتبر و میثاق ملی است که امروز برای اداره کشور در اختیار قرار دارد.

قانون اساسی ایران در حوزه آرمانی و حقوق اساسی مردم بسیار مترقی و جهان شمول و قابل استفاده در تمام کشورها است.

در حوزه ساختار حکومتی ، توزیع و توازن اختیار و مسئولیت و سلسله مراتب تصمیم گیری ، نواقص ، عدم شفافیت و مشکلاتی وجود دارد که در این فرصت به آن نمی پردازم.

اما درباره مبانی و آرمانها و حقوق اساسی مردم مختصراً مواردی را بیان می کنم.

 

کرامت و ارزش والای انسان و فضائل اخلاقی

 اصل دوم: جمهور ی اسلامي‏، نظامي‏ است‏ بر پايه‏ ايمان‏ به:    1- خدای‏ یکتا ( لااله‏ الاالله‏ ) و اختصاص‏ حاکمیت‏ و تشریع به‏ او و لزوم‏ تسلیم‏ در برابر امر او.
2 – وحی‏ الهی‏ و نقش‏ بنیادی‏ آن‏ در بیان‏ قوانین‏.
3 – معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سیر تکاملی‏ انسان‏ به‏ سوی‏ خدا.
4 – عدل‏ خدا در خلقت‏ و تشریع.
5 – امامت‏ و رهبری‏ مستمر و نقش‏ اساسی‏ آن‏ در تداوم‏ انقلاب‏ اسلام‏.
6 – کرامت‏ و ارزش‏ والای‏ انسان‏ و آزادی‏ توام‏ با مسئولیت‏ او در برابر خدا.
کرامت انسان هم ارز توحید و نبوت و معاد و عدل و امامت یعنی اصول دین آمده است.

ماهیت حکومت:

حكومت از ديدگاه اسلام، برخاسته از موضع طبقاتي و سلطه‌گري فردي يا گروهي نيست بلكه تبلور آرمان سياسي ملتي هم كيش و هم فكر است كه به خود سازمان مي‌دهد تا در روند تحول فكري و عقيدتي راه خود را به سوي هدف نهايي (حركت به سوي الله) بگشايد.

مقدمه قانون اساسی

حق تعیین  سرنوشت و نظارت و مشارکت عمومی:

نفی هرگونه  استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی و گسستن از سیستم استبدادی و سپردن حق سرنوشت مردم به دست خودشان
                                  مقدمه قانون اساسی شیوه حکومت در اسلام 

  • اصل‏ پنجاه و ششم:

حاكميت‏ مطلق‏ بر جهان‏ و انسان‏ از آن‏ خداست‏ و هم‏ او، انسان‏ را بر سرنوشت‏ اجتماعي‏ خويش‏ حاكم‏ ساخته‏ است‏. هيچكس‏ نمي‏ تواند اين‏ حق‏ الهي‏ را از انسان‏ سلب‏ كند يا در خدمت‏ منافع فرد يا گروهي‏ خاص‏ قرار دهد و ملت‏ اين‏ حق‏ خداداد را از طرقي‏ كه‏ در اصول‏ بعد مي‏ آيد اعمال‏ مي‏ كند.

  • اصل ‏ششم:

در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكاء آراء عمومي‏ اداره‏ شود از راه‏ انتخابات‏، انتخاب‏ رئيس‏ جمهور، نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏، اعضاءي‏ شوراها و نظاير اينها، يا از راه‏ همه‏ پرسي‏ در مواردي‏ كه‏ در اصول‏ ديگر اين‏ قانون‏ معين‏ مي‏ گردد.

  • مشارکت فعال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه

مشارکت در تمام مراحل تصمیم گیری های سیاسی و سرنوشت ساز برای همه افراد جامعه تا در مسیر تکامل انسان، هر فردی خود دست اندرکار و مشمول رشد و ارتقاء و رهبری گردد که این همان تحقق حکومت مستضعفین است.

مقدمه قانون اساسی

آزادی :

  • اصل‏ نهم:
    در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ آزادي‏ و استقلال‏ و وحدت‏ و تماميت‏ اراضي‏ كشور از يكديگر تفكيك‏ ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه‏ دولت‏ و آحاد ملت‏ است‏. هيچ‏ فرد يا گروه‏ يا مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ استفاده‏ از آزادي‏، به‏ استقلال‏ سياسي‏، فرهنگي‏، اقتصادي‏، نظامي‏ و تماميت‏ ارضي‏ ايران‏ كمترين‏ خدشه‏ اي‏ وارد كند و هيچ‏ مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور آزاديهاي‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانين‏ و مقررات‏، سلب‏ كند.

 

  • اصل‏ سوم:  
    دولت‏ جمهور اسلامي‏ ايران‏ موظف‏ است‏ براي‏ نيل‏ به‏ اهداف‏ مذكور در اصل‏ دوم‏، همه‏ امكانات‏ خود را براي‏ امور زير به‏ كار برد:     

‎‎‎‎‎‎7 – تأمين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون‏.

  • اصل‏ بيست و چهارم:
    نشريات‏ و مطبوعات‏ در بيان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنكه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ يا حقوق‏ عمومي‏ باشد. تفصيل‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند.
  • اصل بیست و ششم :

احزاب‏، جمعيت‏ ها، انجمن‏ هاي‏ سياسي‏ و صنفي‏ و انجمنهاي‏ اسلامي‏ يا اقليتهاي‏ ديني‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ اين‏ كه‏ اصول‏ استقلال‏، آزادي‏، وحدت‏ ملي‏، موازين‏ اسلامي‏ و اساس‏ جمهور اسلامي‏ را نقض‏ نكنند. هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ از شركت‏ در آنها منع كرد يا به‏ شركت‏ در يكي‏ از آنها مجبور ساخت‏.

ممنوعیت تفتیش عقاید:

  • اصل‏ بيست و سوم:
    تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نمي توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

حق تامین اجتماعی ، اموزش و پرورش ، مسکن ،

برخورداری از نیازهای اولیه ، مالکیت:

  • اصل‏ بيست و نهم:
    برخورداري‏ از تأمين‏ اجتماعي‏ از نظر بازنشستگي‏، بيكاري‏، پيري‏، ازكارافتادگي‏، بي‏ سرپرستي‏، در راه‏ ماندگي‏، حوادث‏ و سوانح‏، نياز به‏ خدمات‏ بهداشتي‏ و درماني‏ و مراقبتهاي‏ پزشكي‏ به‏ صورت‏ بيمه‏ و غيره‏، حقي‏ است‏ همگاني‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانين‏ از محل‏ درآمدهاي‏ عمومي‏ و درآمدهاي‏ حاصل‏ از مشاركت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمايتهاي‏ مالي‏ فوق‏ را براي‏ يك‏ يك‏ افراد كشور تأمين‏ كند.
  • اصل‏ سي ام:
     دولت‏ موظف‏ است‏ وسايل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رايگان‏ را براي‏ همه‏ ملت‏ تا پايان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسايل‏ تحصيلات‏ عالي‏ را تا سر حد خودكفايي‏ كشور به‏ طور رايگان‏ گسترش‏ دهد.
  • اصل‏ سي و يكم:
    داشتن‏ مسكن‏ متناسب‏ با نياز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ايراني‏ است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعايت‏ اولويت‏ براي‏ آنها كه‏ نيازمندترند به‏ خصوص‏ روستانشينان‏ و كارگران‏ زمينه‏ اجراي‏ اين‏ اصل‏ را فراهم‏ كند.
  • اصل‏ چهل و سوم:
     براي‏ تأمين‏ استقلال‏ اقتصادي‏ جامعه‏ و ريشه‏ كن‏ كردن‏ فقر و محروميت‏ و برآوردن‏ نيازهاي‏ انسان‏ در جريان‏ رشد، با حفظ آزادي‏ او، اقتصاد جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ بر اساس‏ ضوابط زير استوار مي‏ شود:                                                            ‎‎‎‎‎‎1 – تأمين‏ نيازهاي‏ اساسي‏: مسكن‏، خوراك‏، پوشاك‏، بهداشت‏، درمان‏، آموزش‏ و پرورش‏ و امكانات‏ لازم‏ براي‏ تشكيل‏ خانواده‏ براي‏ همه‏. 

اصل برائت ، ممنوعیت شکنجه ، ممنوعیت هتک حرمت:

  • اصل‏ سي و هفتم:  
    اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.
  • اصل‏ سي و هشتم:
    هر گونه‏ شكنجه‏ براي‏ گرفتن‏ اقرار و يا كسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار يا سوگند، مجاز نيست‏ و چنين‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندي‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.

 

  • اصل‏ سي و نهم:
     هتك‏ حرمت‏ و حيثيت‏ كسي‏ كه‏ به‏ حكم‏ قانون‏ دستگير، بازداشت‏، زنداني‏ يا تبعيد شده‏، به‏ هر صورت‏ كه‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن:

  • اصل‏ پنجاه و ششم:  حاكميت‏ مطلق‏ بر جهان‏ و انسان‏ از آن‏ خداست‏ و هم‏ او، انسان‏ را بر سرنوشت‏ اجتماعي‏ خويش‏ حاكم‏ ساخته‏ است‏. هيچكس‏ نمي‏ تواند اين‏ حق‏ الهي‏ را از انسان‏ سلب‏ كند يا در خدمت‏ منافع فرد يا گروهي‏ خاص‏ قرار دهد و ملت‏ اين‏ حق‏ خداداد را از طرقي‏ كه‏ در اصول‏ بعد مي‏ آيد اعمال‏ مي‏ كند.                                        
  • اصل‏ پنجاه و هفتم:
    ‎‎قواي‏ حاكم‏ در جمهوري اسلامي‏ ايران‏ عبارتند از: قوه‏ مقننه‏، قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ قضائيه‏ كه‏ زير نظر ولايت‏ مطلقه‏ امر و امامت‏ امت‏ بر طبق‏ اصول‏ آينده‏ اين‏ قانون‏ اعمال‏ مي‏ گردند. اين‏ قوا مستقل‏ از يكديگرند. 

           

اینها فقط بخش کمی از حقوق اساسی مردم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. ملاحظه کردید که چقدر مترقی ، انسانی ، پیشرفته و جهان شمول است اما تا رسیدن به آنها هنوز راه درازی در پیش داریم.

خیلی از افراد ، قانون اساسی را نمی خوانند و یا بعضاً به آن پایبند نیستند. ما به دنبال انسان جهانی و کمال یافته و جهان انسانی سرشار از توحید و آزادی و عدالت و عشق هستیم. متاسفانه امروز همه ملت ها دچار مشکلات شدید اقتصادی هستند و ملت ایران هم به دلیل فشارهای مستکبران و هم سوء مدیریت با مشکلات سنگینی مواجه است که عبور از آنها نیازمند عزم ملی ، برنامه تحولی کلان و مدیریت مردمی است.

مردم ما امروز از گرانی و کاهش شدید قدرت خرید ، رکود بی سابقه بازار و تولید ، فاصله طبقاتی ، فساد و تبعیض ، بحران بیکاری و کاهش اعتماد عمومی رنج می برند. عملکرد نادرست نظام بانکی و افزایش شدید نقدینگی و ناکارآمدی نظام اداری در پاسخگویی به نیازهای زمان بر شدت این رنج افزوده است. متاسفانه بازی با آمار و ارائه اطلاعات و گزارش های نادرست نه تنها فرصت تصمیم گیری را از فعالین گرفته است بلکه بر اعصاب و روان جامعه تاثیر بسیار منفی بر جای گذاشته و همین امر اخلال در بازار را تشدید کرده است. صرفا با تکیه بر منابع و ثروت بی پایان ملی ، طرح های ضربتی ، شکستن انحصار و مشارکت دادن مردم در مدیریت ، مالکیت ثروت عمومی و فعالیت های اقتصادی و با یک مدیریت کاملا مردمی و تحول‌گرا می توان  از این شرایط عبور کرد.

در حوزه سیاست خارجی متاسفانه با داشتن اختیارات وسیع و علیرغم ادعاهای بزرگ و دادن امتیازات بزرگتر ، نه تنها دستاورد ملموسی وجود نداشته است بلکه احساس و باور عمومی این است که ده ها سال به عقب برگشته ایم . در سیاست خارجی باید اصل بر تکیه بر ارزش های مشترک انسانی ، مطالبه عدالت و آزادی و احترام به حق حاکمیت وتعیین سرنوشت ملت ها باشد. باید به دنبال جایگزینی منطق و گفت و گو، به جای سلاح و قدرت طلبی و دوستی و مشارکت به جای دشمنی و کینه ورزی باشیم.

ایرانیان همیشه علاقه مند به توسعه ارتباطات جهانی و صلح و امنیت برای همه و اصالت گفتگو بوده اند. اصل بر مذاکره و گفتگو و پایبندی به تعهدات است. من فرزند این سرزمینم ، همه گواهند که مردمان میهن من ، همیشه صلح طلب بوده  و هیچگاه به دنبال جنگ نبوده اند. ملتی که فرهنگ  و حرف برای گفتن دارد نیازی به جنگ ندارد . جنگ از ناحیه کسانی است که حرفی برای گفتن ندارند و می خواهند با زورخواسته خود را تحمیل کنند. دوره سلاح و جنگ گذشته است . امروز دوره منطق ، گفتگو و انسانیت است.

ایران یعنی فرهنگ و فرهنگ ملت ایران، انسانی و جهانی است. میراث گرانقدر فرهنگی ایران زمین ، تجلی آزادی خواهی و عدالت طلبی نوع انسان است.فرهنگ ایرانی خداگرا ، انسان گرا و جهان گرا است. مبنای فرهنگ ایرانی همیشه مهر و نور و عقل و عشق بوده است. این فرهنگ محصول روح کمال جو و هوش سرشار ملت ایران در طول تاریخ است. ادبا ، شعرا ، هنرمندان ، متفکرین ، علما و دانشمندان بسیاری در این سرزمین زیسته اند که هرکدام از آنها می توانند برای یک ملت مایه افتخار و مباهات باشند. ظرفیت فرهنگی ملت ایران آنچنان گسترده است که تمامی گرایش ها و اندیشه ها فرصت ظهور و بروز پیدا می کنند و تمام مهاجمان در آن هضم می شوند. از ویژگی های مهم فرهنگی ملت ایران روحیه رفق و مدارا است . ایرانی همواره مظهر همزیستی برادرانه و متحد اقوام و ادیان و نحله های گوناگون فکری و اندیشه ای بوده است. همواره اندیشه برتر به سرعت  جای خود را در فرهنگ ایران زمین باز کرده است .

ملت ایران همواره خود، پاسدار و رشد دهنده و مروج میراث عظیم فرهنگی انسانی خود بوده است. عرصه فرهنگ، فرمانروایی و آمریت افراد و گروه های خاص را بر نمی تابد و تنها امر برتر، اندیشه و ارزش های انسانی والاتر است.

خودخواهی ، خودبرتر بینی ، خودکامگی و تنگ نظری در عرصه فرهنگ و هنر موجب کاهش سرعت رشد فرهنگی ملت ها و بزرگترین عامل عقب ماندگی و ایجاد تفرقه بین مردم بوده است .

عدالت طلبی و روحیه حماسی ایرانیان بیش از اقتصاد و سیاست ، ریشه در فرهنگ انسانی ایران زمین دارد . ملت ایران شایستگی و توانایی آن را دارد که در بالاترین سطح از آزادی و کرامت و رفاه زندگی کند.

همه کشور متعلق به ملت است و هیچ کس بالاتر از ملت نیست . ثروت و فرصت های کشور باید از انحصار خارج شده و در اختیار ملت قرار گیرد. هرگاه اراده عمومی شکل گرفت همان زمان یوم الله و نقطه عطف تاریخی است. اگر شرایطی فراهم شود که این اراده عمومی در تمام عرصه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جاری شود آنگاه شاهد جهش های بزرگ و پی در پی خواهیم بود.

تحقق آرمانها نیازمند مدیران مردمی، شجاع ، پاک ، عاشق و فداکار است.

پس از سخنان دکتر احمدی نژاد نوبت به پاسخگویی به پرسش های خبرنگاران و پاسخ های دکتر احمدی نژاد رسید.

زهرا علیدادی از باشگاه خبرنگاران جوان :
بعد از اظهارات مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور جناب عالی در انتخابات ریاست جمهوری ، شما بیانیه ای منتشر کردید و گفتید که از هیچ فرد و جریانی حمایت نمی کنید. حمایت شما از آقایی بقایی، آیا به معنای آن است که تغییر موضع داده اید؟
پاسخ : من قبلا پاسخ شما را در آن پیام ویدئویی داده ام و منتشر هم شده است.شما را به دیدن و شنیدن آن ارجاع می دهم. مجددا عرض می کنم که بنده برنامه ای برای ریاست جمهوری ندارم و از آقای بقایی به عنوان نامزد اصلح حمایت خواهم کرد.

خانم جیانگ لی از سی سی تی وی جمهوری خلق چین:
نظر شما در باره توافق هسته ای ایران با پنج به علاوه یک چیست و در باره آینده این توافق چگونه فکر می کنید؟
پاسخ : توافق حاصل شده به لحاظ حقوقی یک سند است . نهادهای مختلف در جمهوری اسلامی آن را تایید و مقام معظم رهبری هم پایبندی خود را به آن اعلام کرده اند. اما مشکل، اطلاعاتی است که در باره این سند به مردم داده شده است . اطلاع رسانی دوطرف درست نبوده است . ظرفیت هایی را برای این سند تعریف کردند و ادعاهایی را به عنوان نتایج این سند مطرح کردند که واقعیت نداشت. گفتند که تحریم ها برداشته می شود و روابط با کشورهای متخاصم بهبود پیدا می کند و تمام تحریم های ناشی از فشار به بانک ها ، نفت و حوزه اقتصاد و شرکت ها برداشته می شود و همه چیز خوب خوب می شود. بعدا که در عمل و به طور واقعی با این سند مواجه شدند ، کسانی که قبلا ادعا می کردند عقب نشستند و معلوم شد که این ظرفیت ها در این سند وجود ندارد. یکی از مهمترین ادعاها این بود که تحریم ها برداشته می شود و هیچوقت تحریم جدیدی هم اعمال نمی شود. وقتی آمریکایی ها تحریم جدید وضع کردند ، مسئولین کشور ما حاضر نشدند شکایت کنند زیرا به اصل سند مراجعه کردند و دیدند جایی برای شکایت وجود ندارد. به نظرم اطلاع رسانی نادرست بود. در مواقعی که تصمیم گیری ها منافع ملی را تحت تاثیر قرار می دهد باید ملت را با همه جزئیات در جریان قرار بدهیم و چه بسا در این امور باید از ملت نظرخواهی کنیم. اما به لحاظ حقوقی یک سندی است که تصویب شده و معتبر است اما از دل این سند هیچ یک از مسائل ما حل نخواهد شد و تحریم ها برداشته نخواهد شد.

صمیمی از خبرگزاری ایسنا :

مهر ماه سال گذشته یکی از نمایندگان مجلس به نقل از دادستان دیوان محاسبات از تخلف 12 هزار میلیاردی شما صحبت کردند ، این در حالی است که شما اخیرا انتقادهایی به دولت مبنی بر موفق نبودن در زمینه مسائل اقتصادی داشتید، ضمن آنکه شما دولت را با تورم 34.7 درصدی تحویل دادید. با این وضعیت آیا شما که از طریق دوستانتان می خواهید وارد عرصه سیاست بشوید ، فکر می کنید که میل و رغبتی از سوی مردم و نهادها به سمت شما وجود دارد یا خیر؟

پاسخ : اجازه دهید اطلاعاتی را که در این سئوال مطرح کردید را اصلاح کنم. بالاترین تورم سال 91 بوده است که سه جهش در قیمت ارز خارج از اراده دولت اتفاق افتاد . کمک خارجی ها و داخلی ها بود که با هم بودند و من در آینده حتما از طریق پیامهای ویدئویی که منتشر خواهد شد یا کنفرانس های خبری تشریح خواهم کرد. در آن سالی که بیشترین فشارها وارد شد حتی کسانی که مامور بودند بازار را کنترل کنند ، خودشان ارز و سکه می خریدند ،بعضی نهادها در تهران روزی 50 هزار سکه می خریدند
تا بازار را ملتهب نگه دارند و بعدا به پیمانکارانشان به جای پول ، سکه و ارز می دادند که همه اینها مستند است . با همه آن فشارها و سه جهش ارزی |، تورم 30.5 درصد بود . اینکهه از طرف مقامات رسمی تورم را 40 درصد و 48 درصد را اعلام می کنند صحیح نیست. تورم نقطه به نقطه هم در دولت قبل هیچوقت به چهل درصد نرسید. می توانید به سایت بانک مرکزی هم مراجعه فرمایید. تورم 40 درصد نقطه به نقطه متعلق به آبانماه سال 92 یعنی دولت یازدهم است. اما ادعاهایی که علیه دولت قبل کردند. مسابقه گذاشته اند و می گویند 3 هزار ، هشت هزار ، 12 هزار ، یا 15 هزار میلیارد تومان اختلاس شده است. کنتور که ندارد و حساب کشی هم نمی شود. همینطور می گویند اما ما هیچوقت پاسخ نداده ایم زیرا ما اساسا این مدل برخورد با مسائل جامعه را اساسا قبول نداریم. کسی که اتهامی می زند، باید به مراجع رسمی مراجعه کند و برای اثبات ادعایش سند ارائه دهد، اما به جای این امر ، از متهم خواسته می شود که ثابت کند اتهام وارده به او درست نیست. اگر بخواهیم با این روند کشور را اداره کنیم ، دیگر هیچ فرد سالمی باقی نخواهد ماند و آن کسی که شارلاتان تر است و بیشتر دروغ می گوید حاکم می شود. این درست مثل استدلال آمریکایی ها در موضوع هسته ای است می گفتند ایران از مسیر درست منحرف شده است و برای رفع اتهام از خود باید سند ارائه دهد. البته نحوه رسیدگی قضایی هم درست نیست. افرادی را بازداشت و آنها را به صورت علنی متهم و به صورت غیر علنی محاکمه می کنند و این اشکال در رسیدگی به گروههای قدرت طلب فرصت می دهد
تا رقبای خود را متهم کنند. بعضی ها می گویند شما هم به همین ترتیب عمل کنید اما ما این روش را اساسا قبول نداریم و آن را دون شان انسانی می دانیم. یک عده همینطوریی اتهام می زنند که دوازده هزار میلیارد تومان را بردند و خوردند بدون آنکه خود را مقید به اثبات اتهام منسوبه بدانند. متاسفانه بعضی رسانه های ما نیز به این نکته دقیق اخلاقی توجه ندارند و می گویند فلانی رقیب ماست و اگرچه هیچ سندی وجود ندارد یک وصله به او چسبانده ایم. چقدر اتهام زدند. تمام اتهامات تاریخ را با اعداد و ارقام عجیب و غریب به دولت قبل نسبت دادند ، آیا در یک جایی یک بخش کوچک آن اثبات شد؟ نکند خیال می کنند قوه قضاییه طرفدار ما است. معلوم است که اگر شکایتی بشود قوه قضاییه اگر به نفع طرف مقابل ما رای ندهد ، حتما طرف ما را نمی گیرد. سند می خواهید ، آقای بقایی که اینجا نشسته است. ایشان با شکایت دولت یازدهم دستگیر شد و هفت ماه و نیم در زندان بود که پنج ماه آن در زندان انفرادی دولت یازدهم گذشت و نور آفتاب را ندید. یک روزی مقام معظم رهبری می گفتند کسانی که افراد را به زندان انفرادی می فرستند نمی دانند انفرادی یعنی چه ؟ اگر یک روز خودشان انفرادی بروند دیگر هیچکس را به زندان انفرادی نمی فرستند. بسیار خوب دستاورد شما از زندانی کردن آقای بقایی چه بود؟
آقای بقایی : اگر شما اجازه بدهید من حاضرم بگویم که در زندان با من چگونه رفتار کردند و از من چه چیزهایی خواستند. اگر متن بازجویی های من را پخش کنند جنبه آموزشیی زیادی دارد تا مردم بدانند که در چنین شرایطی چگونه باید از خودشان دفاع کنند.
دکتر احمدی نژاد: برای اثبات ادعاهایشان علیه دولت قبل با یک سری کارشناس محاسباتی قرارداد چند صد میلیون تومانی از پول بیت المال بستند که بروند نهاد ریاست جمهوری راا برای یافتن مدرک اثبات کننده ادعاهای رئیس جمهور ، معاون اول و وزرای دولت یازدهم شخم بزنند ، این گروه از کارشناسان هم رفتند و تمام اسناد هشت ساله را بررسی کردند و یک گزارش مفصل ارائه دادند که ما هیچ تخلفی را مشاهده نکردیم اما همین ها به کارشناسان مورد وثوق خودشان هم معترض شدند . ما اعتقاد نداریم که فضای سیاسی کشور را باید اینگونه اداره کرد. جلوی منطق یک جمعیت انقلابی کم می آورید و چون نمی توانستند بگویند که ما آدمهای بی عرضه ای بودیم و نتوانستیم کشور را به خوبی اداره کنیم ، لذا ادعاهایی بی پایه و اساسی را مطرح کردند که بعدا هم نتوانستند آنها را اثبات کنند. تیم اقتصادی من به دادستان کل نامه نوشت و درخواست کرد که هر کدام از اعضای دولت های نهم و دهم با افراد بازداشت شده دارند، به طور علنی اعلام کنید. من می خواهم خواهش کنم که محاکمات را به صورت علنی اعلام کنید تا همه مردم بفهمند که متهمین با چه کسانی ارتباط داشته اند. ادعا کردند که اعضای دولت هفت هزار و پانصد میلیارد تومان وام گرفته اند ، بنده به رئیس بانک مرکزی نامه نوشتم که هر کس از دولت بنده از یک میلیون تومان به بالا هرچه قدر وام گرفته است به طور علنی اعلام کنند، اما او مصاحبه کرد و گفت که اینطور نمی شود و آنها باید خودشان درخواست کنند. اعضای دولت خودشان با اسم نامه نوشتند و درخواست کردند که ما هرچه وام گرفته ایم به صورت عمومی اعلام کنید اما بازهم اعلام نکردند. این رفتارها چه مشابهتی با آرمانهای انقلاب ، دین و اخلاق ما دارد. آیا ما چنین کشوری را می خواستیم. رئیس قوه قضاییه خودش اعلام کرده است که من راجع به دولت قبل موضع داشتم. بسیار خوب هرچه دارید ببرید بدهید تا رسیدگی شود. مگر از آقای بقایی عذرخواهی نکردند؟ مسئول روزنامه شرق در واقع رئیس و هماهنگ کننده رسانه ای کارگزاران و اصلاح طلبان است و به کارش هم بسیار مسلط است . ایشان آمد از تمام اتهامات به دولت قبل و آقای بقایی که در روزنامه ها و جناح آنها شده است ، عذرخواهی کرد. آقای اشرفی اصفهانی که فرزند یک روحانی شهید است و با اینکه مخالف من است اما انسان با شخصیتی است. او هم عذرخواهی کرد. اینها از ترس چنین کاری نکردند بلکه فهمیدند که اشتباه کرده اند ، لذا نامه دادند و عذرخواهی کردند.
جمله آخرم این است که وقتی کسی به فساد میدان می دهد حتما یک نفعی برای خودش دارد اما من با صدای بلند اعلام می کنم که تمام ثروت دوستانم در دولت قبل را با یک دهمم ثروت یکی از وزرای دولت فعلی عوض می کنم و ندید حاضرم شما رسانه ای ها را هم جمع بزنم. من چهل سال است که معلمم . معلم ها جز صداقت و انسان شناسی ، چیز دیگری در چنته ندارند. بعد شما به پاکترین دولت کشور اتهام می زنید. فرمان حمله را هم آن آقایی که مرد ، یعنی رئیس رژیم صهیونیستی در سال 89 فرمان حمله را صادر کرد و بعد هم در داخل یکی فرماندهی کرد. به خیال اینکه وقتی اتهامات و ادعاها را تکرار کنند در جامعه رسوب می کند. این همه گفتند اما ملت آنها را قبول نکرد. اگر قبول کرده بود که اینها نباید از آمدن آقای بقایی اینقدر واهمه می داشتند؟! چرا اینقدر ترسیده اید و دست و پایتان را گم کرده اید و تمام ادعاهای قبلی تان را زیر سئوال می برید؟ شما که چهار سال با تمام قدرت دولت قبل را کوبیده اید، ما هم که تا کنون سکوت کردیم و حرفی نزدیم. اگر اینها در ملت ایران اثرگذار بود، الان نباید نگران می بودید و از آمدن آقای بقایی استقبال می کردید اما می گویید که ایشان چرا آمده است و باید رد صلاحیت شود. چه حقی دارد که بیاید؟! اما من می گویم شما به چه حقی می خواهید بیایید؟!
من می خواهم به همه سیاسیون خاطرنشان کنم که آقای بقایی اگر ان شاء الله رئیس دولت جمهوری اسلامی شد که رای بسیار بالایی هم در انتظار ایشان است ، یکی ازز سیاست های محوری اش در دولت آینده برپایی اخلاق در فضای سیاسی کشور باشد که حتما این کار را خواهند کرد. بی اخلاقی ملت را کشت. چقدر تهمت؟! در دولت من اگر کسی یک شام اضافی می داد ، ما پولش را از او می گرفتیم. حالا جالب اینجاست می گویند ما 12 هزار میلیارد تومان را به بیت المال بازگرداندیم. لابد آپارتمان صد متری من در نارمک را به دوازده هزار میلیارد فروخته اند و به بیت المال واریز کرده اند و من هم خبر ندارم؟! این مبهم گویی و کلی گویی در شان هیچکس نیست. امیدوارم به زودی زود این ریاکاری و بداخلاقی از فضای سیاسی ایران و کل دنیا رخت بربندد.

سایت انتخاب :

سئوال : در شرایط کنونی بسیاری از مشکلات به دولت های نهم و دهم نسبت داده می شود. با توجه به شجاعتی که از شما سراغ دارم ، آیا ضعفی در دولت خودتان وجود داشته است که خودتان هم آن را قبول داشته باشید و اگر شما بار دیگر سکان مدیریت اجرایی کشور را به دست بگیرید فکر می کنید کدام بخش از برنامه های شما نیاز به اصلاح دارد؟

پاسخ : در قسمت اول سوالشان گفتند که مشکلات را به دولت قبل نسبت می دهند. به نظرم مقصر کشته شدن حضرت هابیل هم ما بودیم. در گزارش دهی باید مقایسه ای عمل کرد. در دولت قبل چند تا کارخانه ساخته شده ، چقدر تولید افزایش یافته ، چقدر راه ، مدرسه و دانشگاه ساخته شده و چقدر در علم پیشرفت شده و الان این شاخص ها چه وضعیتی دارند. اینکه کلی گفته شود قبلا همه چیز سیاه بوده و الان همه چیز سفید است، درست نیست.

اگر دولت قبل بخواهد برگردد ، حتما یک تغییراتی در مشی خود خواهد داد. خیلی های دیگر نباید در دولت باشند و مر قانون اساسی باید در کشور اجرا بشود.

در اینجا می خواهم برای شما یک خاطره ای را بیان کنم. در دولت قبل یک آقایی مسئول بود و می رفت مذاکرات هسته ای را انجام می داد . در روز قدس من سخنران بودم. یک عده دیگری هم خارج از چارچوب دولت می رفتند مذاکره می کردند و حتی در مذاکراتشان با غربی ها به آنها می گفتند چرا تحریم ها و فشارها را بیشتر نمی کنید. اینها مستنداتش به دادگاه ارائه شد و فرد مزبور محکوم گردید. من در سخنرانی ام گفتم که کسی حق ندارد خارج از مدیریت دولت برود مذاکره کند. هر کس می رود از طرف خودش است و در قضیه هسته ای ما روی حق مسلم ملت پافشاری می کنیم و بیش از حق خودمان چیزی نمی خواهیم. خاطره دیگری را برایتان بازگو می کنم:

دریکی از جلسات مهم کشور که سران قوا هم حضور داشتند، همان آقایی که مسئول مذاکره بود به من گفت که شما حق ندارید در باره هسته ای صحبت کنید و من مسئول مذاکرات هستم. به او گفتم که شما را من منصوب کرده ام و چطور شما این حرف را می زنید. او 45 دقیقه به من توهین کرد. در واقع ما تنها دولتی بودیم که مخالفینش برای حمله به او از مصونیت کامل برخوردار بودند.من در آن جلسه یک جمله گفتم که کوچک همه هستم و سر خودم هر بلایی می خواهید بیاورید، توهین می کنید ، فریاد می زنید و حقوق شخصی من را تضییع می کنید، اشکالی ندارد و من حرفی نمی زنم اما اینجا وارد حیطه ریاست جمهوری شده اید . من سوگند خورده ام که این امانت را به مردم برگردانم لذا اجازه نمی دهم که یک سر سوزن از گوشه اش کم کنید. به او گفتم تو که کسی نیستی ، بزرگتر از تو هم نمی تواند این کار را بکند. حتما باید در نظام تصمیم گیری حتما باید اتفاقی بیفتد تا معلوم شود که هر کس مسئول چه کاری است. یک تصمیم می خواهد گرفته شود باید مسئول این تصمیم گیری مشخص باشد و تبعات آن را بپذیرد. یک تصمیم را دیگران می گیرند و فحش آن را عده ای دیگر باید بخورند. این روند باید اصلاح شود و انشاء الله اصلاح خواهد شد.

روزنامه سیاست روز:

سوال : شما از جناب آقای بقایی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام حمایت کرده اید. اگر صلاحیت ایشان تایید نشود، واکنش شما چه خواهد بود؟

پاسخ : دلیلی برای رد صلاحیت ایشان وجود ندارد و همانطور که دیگران تایید صلاحیت می شوند، ایشان هم باید صلاحیت شان تایید شود و من همه تلاشم را برای این منظور خواهم کرد. راههای گوناگونی برای این منظور وجود دارد و جای نگرانی نیست.

شبکه تلویزیونی الاتجاه :

سئوال : با توجه به روحیات انقلابی گری در شما ، آیا احتمال ائتلاف شما با اصولگرایانی که تلاش می کنند فردی را جایگزین دولت کنونی کنند، وجود دارد؟

پاسخ : فکر نمی کنم هدف برادر عزیزم آقای بقایی در انتخابات ، صرفا رسیدن به کرسی ریاست جمهوری باشد. تلاش ما باید معطوف به انجام وظیفه در جهت اصلاح جامعه باشد زیرا دعوای ما بر سر قدرت نیست. ائتلاف و تقسیم پست ها جایی است که هدف دستیابی به قدرت است. ما چنین رویکردی را در جمهوری اسلامی ایران به رسمیت نمی شناسیم و آن را یکی از علت های اصلی مشکلات کشور می دانیم. ضمن آنکه ما به همگان احترام می گذاریم. ما اصل اصلاحات را قبول داریم. اصولا انسان برای اصلاحات به دنیا می آید و انقلاب هم برای اصلاحات است . ما اصل اینکه ما باید

 خبرگزاری آنا:

سئوال:  شما در دولت خودتان منتقد دولت اصلاحات بودید اما اخیرا شاهد نامه نگاری هایی میان شما با رئیس دولت اصلاحات هستیم. آیا موضع شما نسبت به قبل تغییر کرده است؟! و همچنین می خواستم موضع شما را در قضیه ممنوع التصویری رئیس دولت اصلاحات که خیلی ها معتقدند غیرقانونی است و همچنین حصر آقای میرحسین موسوی چیست؟ نکته دیگر این است که شما باور ما را نمی دانید چیست ولی من به عنوان جوانی که بهترین دوران زندگی ام را در دولت شما گذراندم می گویم شما زندگی ما را نابود کردید.

پاسخ : خیلی ممنون . همین شجاعتی که در طرح سئوال پیدا کردید محصول دولتهای نهم و دهم است.

من هیچگاه نگفته ام که دولت قبل هیچ ضعفی نداشته است اما آمارها و شاخص ها نشان می دهد که دوره دولت های نهم و دهم یکی از بهترین دوران سالهای پس از انقلاب بوده است. شما یک دوره دیگر را نشان دهید که خانه های ارزان قیمت ساخته و در اختیار مردم گذاشته باشد. کل خودروهای کشور در سال 84 پنج میلیون دستگاه بود که یک میلیون و سیصد هزار دستگاه از رده خارج بود و خارج هم شد. روزی که دولت را تحویل دادیم چهارده میلیون دستگاه خودرو در کشور داشتیم. این خودروها را امثال شما و دوستان دیگر خریدند. بیش از شش میلیون مسکن تولید شد که همین مردم آنها را خریدند. در زمینه علم و فن آوری تغییرات اساسی بوجود آمد و درامد سرانه دو برابر شد. بله ممکن است در یک گوشه ای یک کسی هم آسیب دیده باشد و من آن را انکار نمی کنم. اما بدانید دولتی که در دسترس مردم بود و هرکس حرفی و انتقادی داشت و می خواست مشکل خود را مستقیما به دولت منتقل کند، دولت در دسترس او بود. ما دولت کف خیابان بودیم و یادم نمی آید که شما در آن هشت سال مشکلی را منتقل کرده باشید. الان هم در خدمت شما هستم تا اگر در آن دوران مشکلی برای شما پیش آمده با تمام توان برای برطرف کردن آن تلاش کنم.

نامه آقای مشایی یک نامه تاریخی است. چرا خیال می کنیم که اگر به کسی نامه دادیم همه چیز عوض شده است. ما همه را به راه انقلاب دعوت می کنیم. من به آقای ترامپ و بوش نامه دادم. آیا این به معنای تغییر موضع است؟ موضع آقای مشایی این بوده است که همه باید زیر چتر انقلاب باشند، محدودیتی وجود ندارد و ایشان تلاش کرد فضا را شفاف کند و حقیقت اصلاحات را به همه معرفی کند. آقای مهندس مشایی یک رسالت انسانی و اصلاح گری را انجام داد و من ایشان را تحسین می کنم.

این اعتقاد من است و به همین خاطر در دوره هشت ساله سنگین ترین توهین ها را در پاسداشت حقیقت آزادی تحمل کردیم . من راضی به زندانی و حصر و ممنوعیت نه فقط در جمهوری اسلامی بلکه در هیچ جای دنیا نیستم. بنده به عنوان کوچک شما همه هفت میلیارد انسان روی کره زمین را دوست دارم. نمی توانم دوست نداشته باشم. من مخلوق خدا را دوست دارم . ممکن است با برخی اعمال آنها مخالف باشم اما خودت را دوست دارم. یادم است که در آن مناظره هم از ته دل گفتم که دوست تون دارم.

روزنامه آمریکایی لوس آنجلس تایمز:

نویسنده رمان کافه پیانو در مصاحبه ای گفته است که آقای احمدی نژاد پس از 24 سال مردی از میان مردم و کف خیابان علیه اولیگارشی حاکم بعد از انقلاب به پا خاسته است. آیا شما این جمله نویسنده رمان کافه پیانو را تایید می کنید؟

پاسخ : هر کس از ظن خود شد یار ما. هر کس از یک ویژگی خوشش می آید. این حرف درستی است که ما خواهان اصلاح دائمی در سیستم اداره کشور هستیم . هیچ کس ادعا نکرده است که این سیستمی که الان کشور را اداره می کند ، این تقسیم بندی قوا و روابط بین دستگاهی و سلسله مراتب تصمیم گیری یک چیز آسمانی است. این سیستم را آدمها وضع کرده اند و نقاط ضعفی داریم که هر نقطه ضعف به ضعف های بزرگتری منجر می شود. سال 84 من گفتم که وارد محدوده ممنوعه قدرت شدم. همه باید مراقب باشیم که محدوده های ممنوعه شکل نگیرد ، چه در غیر اینصورت چیزی از ارزشها باقی نمی ماند.

روزنامه نو آوران :

سئوال: من از برگزار کنندگان کنفرانس تشکر می کنم که علاوه بر خبرنگاران از تعدادی کف زن هم دعوت کرده اند. با توجه به اینکه رهبری به شما توصیه کرده بودند که برای جلوگیری از دوقطبی شدن فضای کشور وارد انتخابات نشوید و اینکه آقای رئیسی هم وارد انتخابات بشوند عملا فضا بین آقای رئیسی و روحانی دو قطبی می شود، آیا فکر نمی کنید که حضور شما در انتخابات این فضا را از دوقطبی خارج می کند؟

پاسخ : ما باید به هم احترام بگذاریم. عده ای از یک سخنی خوششان می آید و دوست دارند کف بزنند. چطور شما می گویید که در نشست های خبری کف نمی زنند. در نیویورک هم که من در نشست خبری صحبت کردم کف زدند. الان هم این امر رایج است. ما جمع شده ایم که به تفاهم و اشتراک نظر بیشتری برسیم. اینجا نیامده ایم موضع بگیریم و حقنه کنیم. بنده بیشترین مواجهه با در رسانه ها در تاریخ کشور و در مقایسه با تمام دنیا را دارم.

قسمت اول سئوال شما با قسمت دوم کمی تفاوت داشت. گفتید که مقام معظم رهبری به بنده فرموده اند که نیایم تا فضا دو قطبی نشود و بعد هم فرمودید که الان با حضور بنده فضا سه قطبی می شود و انی مخالف نظر رهبری نیست. شما می فرمایید که من هم بیایم ، بسیار خوب آمده ام و اینجا هستم. شما دو نفر را در دنیا پیدا نمی کنید که مثل هم باشند ، غیر از من و آقایان مشایی و بقایی .

شبکه الجزیره :

سئوال : شما از نامزدی آقای بقایی اعلام حمایت کرده اید ، در صورتی که آقای بقایی رد صلاحیت شود ، آیا شما بدیلی به جای ایشان دارید؟ در صورتی که آقای بقایی به ریاست جمهوری برسد، سیاست خارجی برای تعامل با کشورهای عربی منطقه خلیج (فارس) چیست؟

  • اجتناب خبرنگار الجزیره از گفتن خلیج فارس مورد اعتراض خبرنگاران قرار گرفت و دکتر احمدی نژاد نیز در پاسخ به وی گفت:

اسم گذاری ها چیزی نیست که من و شما بتوانیم آن را تغییر بدهیم. از چند هزار سال قبل یعنی از زمانی که تمدنی وجود داشته است، اینجا را دریای پارس نام گذاری کرده اند. از دوره هخامنشیان اینجا پارس بده است.در دوره دولت قبل در ملاقات با یکی از امرای همین کشورهای خلیج فارس ملاقات داشتیم . او به من گفت که وقتی بچه بودم در کتاب های مدرسه اینجا را خلیج فارس خوانده ایم.

در پاسخ به سئوالی که کردید اضافه می کنم که من همه تلاش خود را به کار خواهم بست تا صلاحیت آقای بقایی مورد تایید قرار بگیرد. امکان تایید نشدن ایشان وجود ندارد اما عجله نباید کرد. راه کارهایی برای این منظور در نظر گرفته ایم. بدیلی هم به معنای آن چیزی که در ذهن شماست برای آقای بقایی وجود ندارد. سیاست خارجی دولت آقای بقایی هم حتما بهتر خواهد شد. شما شک نکنید. البته به شما بگویم که آقای بقایی تعداد زیادی کنفرانس خبری با شما خواهند داشت. ایشان برنامه بسیار خوبی تهیه کرده است و جزئیات سیاست خارجی ، فرهنگ و اقتصاد در دولت خودش را تشریح خواهد کرد. مطمئن باشید اگر یک دولت انقلابی برسرکار باشد روابط ایران با کشورهای همسایه بسیار خوب خواهد شد.

شبکه تلویزیونی العالم :

سئوال : یک دغدغه ای در ذهن برخی از مردم ایران در خصوص آن یازده روز وجود دارد . یازده روز رئیس جمهور قهر کرد و در محل کارش حضور نیافت. بعضی از کارشناسان معتقدند که این مساله نقطه انشقاق محمود احمدی نژاد با برخی از جریانهای سیاسی بود. اکنون که بعد از چهار سال مجددا می خواهید به صحنه سیاست برگردید، توضیح شما در این خصوص چیست؟

پاسخ : در این زمینه من صحبت کرده ام و مقام معظم رهبری نیز به صراحت صحتبی را ایراد فرموده اند ، شما را به این دو مطلب ارجاع می دهم.

اناتولی ترکیه :

سئوال : زمان  رقابت های انتخاباتی آمریکا ، خیلی ها رفتار انتخاباتی آقای ترامپ را به شما تشبیه کردند اما اخیرا به نظر می رسد که رفتار شما گرایش های اصلاح گرایانه دارد. می خواستم نظر شما را در این تغییر رویه جویا شوم و اینکه اگر با آقای ترامپ هم دوره بودید چه موضعی نسبت به ایشان می گرفتید؟

پاسخ : من موضع خودم را در باره آقای ترامپ و آمریکا در مصاحبه با خبرگزاری افه که نماینده اش در اینجا حضور دارد و انعکاس وسیعی هم داشت ، به صراحت اعلام کردم و دیگر تکرار نمی کنم. اما اینکه می گویید تغییر موضع داده ام ، اینطور نیست و اصول و چارچوب حرفهای من همان است که سال 84 بود. خوب معلوم است که آدمها در طول زمان رشد می کنند و عمیق تر فکر می کنند. تابلوی ما اصلاحات نیست اما از سال 84 به بعد ما دنبال اصلاحات اساسی و واقعی در کشور بوده ایم. ما آمدیم تا روابط بین مردم و حکومت و روابط اقتصادی و سیاسی را درست کنیم. همه اش دنبال اصلاحات بودیم و اینکه دست خیلی ها را قطع کردیم و کنار گذاشتیم ، حاکی از حرکت اصلاح گرانه بود ، البته تحمل این رویکرد هم از سوی برخی افراد کم بود.

به نظر من ترامپ و خانم کلینتون محصول سیستم آمریکا و مجری سیاست های پشت صحنه این کشور هستند و با هم تفاوتی ندارند اما هر کدام یک جور نقش آفرینی می کنند. اینبار اگر خانم کلینتون هم آمده بود، مطمئن باشید که او هم باید همین کار را می کرد. بوش دنبال تکه تکه کردن منطقه و تشکیل خاورمیانه جدید با ترکیبی از کشورهای کوچک و تحت سیطره آمریکا بود و شروع آن هم حمله به افغانستان بود. اوباما هم همان روند را دنبال کرد. سیاست ها را کسان دیگری تعیین می کنند و افرادی مانند ترامپ یا خانم کلینتون آنها را اجرا می کنند، فقط ممکن است از نظر سلایق شخصی و برخی حوزه های فرعی با هم تفاوتهایی داشته باشند و کل مردم را سر کار بگذارند مثل بازی که بر سر موضوع مهاجرین درست کردند اما در اصل دارند خودشان را برای جنگ در آسیا آماده می کنند. پانصد میلیارد دلار بودجه نظامی را افزایش دادند یعنی تقریبا دو برابر کردند. این بودجه در تاریخ سیاسی آمریکا بی سابقه یا کم سابقه است. یک رئیس جمهور بیاید و یک باره بودجه نظامی را 503 میلیارد دلار اضافه کند. چرا؟ آیا بودجه نظامی برای صلح یاساختن داخل امریکاست یا برای جنگ است ؟ ایشان که می گفت ما بیرون نمی خواهیم کاری کنیم و می خواهیم داخل را درست کنیم. اگر این رقم را به ایجاد اشتغال اختصاص می داد ، بیکاران آمریکایی می رفتند سر کار اما سیاست ها را آقای ترامپ نمی نویسد بلکه آن شورای هفده نفره می نویسد که یک سر آن به کاخ باکینگهام وصل است. آنها می نویسند و اینها هم در جلوی صحنه اجرا می کنند بنابراین با هم تفاوت زیادی ندارند.

 روزنامه شرق:

سئوال: آقای احمدی نژاد پرسشهای خبرنگاران از شما پایانی ندارد.

دکتر احمدی نژاد : به خاطر این است که من سئوال زا هستم.

سئوال: شما چند سال از آقای سعید مرتضوی یکی از متهمین ماجرا کهریزک دفاع کردید که ایشان برای همیشه از شغل قضاوت محروم شد. علیرغم آن شما از ایشان در دولت خودتان دفاع کردید. ماجرای کهریزک ، جنایتی بود که رهبری هم ، آن را محکوم کردند اما از شما هیچوقت شاهد نبودیم که در محکومیت این ماجرا صحبتی بکنید. آقای احمدی نژاد که خود را پاسدار قانون اساسی و مدافع مناافع ملت می داند هیچوقت جنایت کهریزک را محکوم نکرد و درمقابل از متهم اصلی پرونده دفاع نکرد وحتی به خاطر او قانون را هم تغییر داد. یک سئوال دیگر اینکه شما در دادگاهی که شاکی خصوصی داشتید و کمیسیون اصل 90 و رئیس مجلس از شما شکایت کرده بود و شما مدعی هستید که تبرئه شده اید اما قوه قضاییه مدعی است که پرونده شما در حال بررسی است. رئیس جمهوری که مدعی است می خواهد قانون اساسی را اجرا کند ، هیچوقت حاضر نشد به دادگاه برود. چرا؟

پاسخ : قرار بود یک سئوال بپرسید اما روزنامه شرق است و خودش را برتر از دیگران می پندارد و به خودش حق می دهد که چند تا سئوال بپرسد! در هر صورت «شرق» هستند؛ رئیس کل رسانه های جناح فلان! اجازه دهید از سوال وسط شروع کنیم. به نظر می رسد که شما مواضع من را دنبال نمی کنید. در همان ماه رمضان سال88 ، بنده در نماز جمعه تهران سخنرانی داشتم و به موضوع کهریزک پرداختم. گفتم که این مسئله قطعا یک جنایت و یک فساد است و باید با این مسئله برخورد قاطع بشود. می توانید به آن سخنرانی مراجعه و در صورت صلاحدید مجموعه روزنامه تان، آن را منتشر کنید تا خواننده های شما در جریان قرار بگیرند. اما ماجرای کهریزک چه ارتباطی به دولت دارد؟! ارتباطش با دولت چیست؟ آیا سازمان زندان ها زیر نظر دولت است؟ آیا نیروی انتظامی زیر نظر دولت است؟ آیا قوه قضائیه زیر نظر دولت است؟ در زمانی که آقای مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد هیچ کدام از این اتهامات مطرح نشده بود و بعدا مطرح شد. تا امروز هم آقای مرتضوی توسط دادگاه های رسمی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با پرونده کهریزک محکوم نشده است.

 خبرنگار شرق: پس چرا ایشان عذرخواهی کردند؟

 دکتر احمدی نژاد: عذرخواهی یک امر انسانی است. اما بحثی که در مجلس بود در ارتباط با آقای مرتضوی نبود. من به مدت 45 دقیقه در مجلس صحبت کردم. گفتم بحث من دفاع از هیچ شخصی نیست بلکه من اینجا هستم تا قوه مقننه در امور قوه مجریه دخالت نکند. تنها اختیار باقی مانده برای رئیس قوه مجریه، عزل و نصب مدیران است. قوه مقننه قوانین خودش را روزانه برای تغییر مدیران قوه مجریه تغییر می دهد و من این را قبول ندارم. از شخص خاصی هم حمایت نکردم. ضمن اینکه آقای مرتضوی یک قاضی توانمند و زحمتکش بوده است و مانند همه متهمین در دادگاه حاضر شده است. اما سوال سوم که شما مطرح فرمودید در مورد پرونده اینجانب. قوه قضائیه گفت، آن اشخاصی که شکایت کرده بودند، آمده اند و شکایتشان را پس گرفته اند. حالا شما نماینده آن اشخاصی هستید که شکایت کردند؟! همان کسی که گفتند شکایت کرده یک روز صبح آمد درِ خانه ما. اما موضوع شکایتش چه بود؟ گفتند یک آقایی آمده و گفته است که شما در سفر به کاشان در اجتماع مردم، حرفی زدید که به من اهانت شده است. من در کاشان چه گفتم؟ در آنجا مردم فریاد می زدنند کاشان را استان کن! من گفتم قانون می گوید: حداقل 1 میلیون نفر جمعیت برای تبدیل شدن به استان لازم است. جمعیت کاشان کم است. شما جمعیت را زیاد کنید تا ما هم اینجا را استان کنیم. آن فرد آمد درِ منزل ما. گفت آقای احمدی نژاد من کسی هستم که از شما شکایت کردم. به خدا من رفتم شکایت کنم تا بتوانم شما را ببینم. (خنده و تشویق حضار) شما که فکر نمی کنید که اگر کسی از ما شکایت بکند، قوه قضائیه طرف ما را خواهد گرفت؟! این طور فکر می کنید؟! ضمن اینکه سخنگوی قوه قضائیه گفت ما آن مسائل را بررسی کردیم و چیزی نبود. آن چند نفر هم شکایتشان را پس گرفتند.

 

 شبکه تلویزیونی پرس تی وی

سئوال : با سلام و خسته نباشید. بعضی از همکاران سوال کردند که اگر آقای حمید بقایی تایید صلاحیت نشوند شما چه اقدامی می کنید. پاسخ شما این بود که من تمام تلاش خود را می کنم و راه های گوناگونی وجود دارد. قاعدتا شخصیت شما به گونه ای است که اتفاقات را از قبل پیش بینی می کنید. با توجه به این عقبه، اگر آقای حمید بقایی تایید صلاحیت نشوند، لطفا بفرمائید آن راه هایی که می خواهید استفاده کنید، چیست؟

پاسخ : من گفتم راه های فراوانی داریم. پاسخ تان را صریح می گویم. یعنی اصلا نمی توانم راه هایم را بگویم! بلاخره ما در حوزه سیاسی فعالیت داریم. شما به من می گویید که طرح های آینده ات را بگو! این یعنی چه؟ حتما طرح هایی داریم و چیزهای مهمی هم هست!

 خبرنگار پرس تی وی: آیا شما به دنبال کودتا هستید؟!

 دکتر احمدی نژاد: نه. اتفاقا ما به دنبال صلح و آرامش و امنیت هستیم و حافظ منافع ملتیم. کاملا منطقی و مستدل کارها را جلو خواهیم برد.

روزنامه شهروند:

سئوال: حضورافرادی مانند آقایان مشایی و بقایی در تیم شما منتقدانی در دو جریان سیاسی کشور دارد. تحلیل شما از اینکه اصولگرایان مخالف حضور مجدد تفکر احمدی نژادی در کشور هستند، چیست؟

پاسخ : خیلی ممنونم. البته دلیل را باید از خودشان پرسید اما من می خواهم به شما اطلاعات بیشتری را اضافه کنم. در سال 84 مگر اصوگرایان موافق من بودند؟! حتما نبودند! اصولگرایان دو دسته شدند و هر دسته از کاندیدای خودشان حمایت کردند و اتفاقا هر دو مخالف بنده بودند و به من هم فشار می آوردند که وارد انتخابات نشوم! تمام هشت سالل هم منتقد من بودند. همین امروز که منتقد من نشدند! اما درباره اینکه علت مخالفت و انتقادشان از من چیست، من نمی توانم نیت خوانی کنم. باید از خودشان سوال کرد. من می گویم کشور ما، جمهوری اسلامی است. آزادی جزو اصول اولیه و آرمانهای ملت و جمهوری اسلامی است. اگر تعیین سرنوشت کشور جزء اصول اولیه و آرمان هاست، هر شخصی حق کاندیداتوری در انتخابات را دارد. هیچکس حق ندارد دیگران را امر و نهی کند. به چه دلیل می گویند شما نیایید تا ما بیاییم؟! دلیل این را من هم متوجه نمی شوم که عده ای میگویند: شما نباید باشید اما ما باید باشیم! تحلیل هایی دارم اما نمی توانم بگویم. ملت باید تصمیم گیرنده باشد. ما ملتی به این آگاهی و هوشیاری و رشیدی داریم که در تمام این سال ها بهترین تصمیمات را گرفته است. تمام دارایی ما این ملت است. در مقدمه صحبت هایم عرض کردم که هیچ کس بالاتر از ملت نیست. به نظرم مشکل جناح های سیاسی این است که باور کرده اند بالاتر از ملت ایران هستند. اشکال در اینجاست. اگر این مسئله حل شود، خیلی از مسائل ما حل می شود.

روزنامه اعتماد:

سئوال : آقای احمدی نژاد! به نظر میرسد تناقض، تنها خصیصه ای است که از شما جدا نمی شود و شما از آن رهایی پیدا نمی کنید! از قانون اساسی و حقوق افراد صحبت کردید اما در دولت شما روزنامه های زیادی به تعطیلی کشیده شد. به نفر کنار دستتان آقای حمید بقایی اشاره کردید که 7 ماه در سلول انفرادی بودند در حالی که وزارت اطلاعات دولت شما در سال 88 افراد زیادی را در زندان انفرادی نگهداشت. من می خواهم به تناقض امروز شما اشاره کنم. اینکه شما چند ماه پیش، بعد از کاندیداتوری آقای بقایی، بیانیه صادر کردید و گفتید که من از هیچ کس حتی از نزدیکانم حمایت نخواهم کرد. هنوز یک ماه از بیانیه شما نگذشته بود که شما از آقای حمید بقایی حمایت کردید و امروز هم در کنار خودتان نشانده اید و دستش را بالا بردید و صراحتا از ایشان حمایت کردید. آقای احمدی نژاد! آیا آن زمان دروغ گفتید که از هیچ یک از کاندیدایی حمایت نمی کنید؟ و آیا اگر ایشان رد صلاحیت شوند، یکی از آن راه هایی که گفتید این خواهد بود که شخص شما در انتخابات ثبت نام کنید؟!

پاسخ:شما چندتا سوال کردید. یک اتهام به ما اضافه شد که ما از تناقض رهایی پیدا نمی کنیم! من فکر می کنم تنها کسی هستم که تا الان هیچ رسانه ای نتوانسته است حتی یک تناقض از صحبت هایش بیرون بیاورد. شما یک تاریخ را جا به جا کردید و گفتید که این تناقض است. شما گفتید بعد از اینکه آقای بقایی اعلام کاندیداتوری کرد، من اطلاعیه دادم. نه خیر! قبل از [اعلام کاندیداتوری] آقای بقایی من اطلاعیه دادم و بعد هم توضیح دادم که آن اطلاعیه برای چه بوده است. مثل این است که شما به یک پزشک مراجعه می کنید و به شما می گوید آب نخور. سه ماه بعد وقتی می روید به شما می گوید آب بخور! شما به آن پزشک می گویید آقای دکتر چرا تناقض دارید؟! آن حرفِ مهرماه سال 95 برای شرایط همان مهرماه بود.مخاطبان آن مشخص اند. بیست و سوم بهمن ماهِ 95 هم شرایط خودش را دارد و مخاطبش هم مشخص است. در زمانی که من اطلاعیه را نوشتم از کاندیداتوری آقای حمید بقایی مطلع نبودم و مخاطبم اشخاص دیگری بودند. اما بعد که ایشان کاندیدا شد و شرایط عوض شد، من از ایشان حمایت کردم. آیا جرمی مرتکب شدم؟ در آن زمان یک جواب دادم ، بعد از مدتی که شرایط تغییر کرد ، در جای دیگر جواب عده دیگری را دادم ، وقتی آقای بقایی کاندیدا شد، از ایشان حمایت کردم. این حق هرشخصی است که از کاندیدای مدنظر خود حمایت کند. چرا می خواهید این حق را از کسی بگیرید؟ کجای این کار تناقض است؟ یک جابجایی در تاریخ این فکر را به وجود آورده که این تناقض است. به عنوان مثال من در جایی گفته ام که هیچگاه در امور سیاسی کشور دخالت نخواهم کرد. با تغییر شرایط کشور و با توجه به نیاز کشور و درخواست مردم از من، وارد مسایل سیاسی می شوم. آیا این تناقض است؟ خیر. من فکر می کنم تناقض از لحاظ لغوی معنای دیگری دارد. شما گفتید روزنامه ها را در دولت شما بسته اند. آیا من بسته ام؟

خبرنگار روزنامه اعتماد: وزارت اطلاعات که زیر نظر شما بوده است!

دکتر احمدی نژاد: وزارت اطلاعات زیر نظر من بود؟! در رابطه با پاسخ من مقداری فکر کنید! هیئت نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را بست و من به وزیر ارشاد به شدت تذکر دادم که این اشتباه است و هر چه زودتر این روزنامه را باز کنید. خط مشی ما در قبال رسانه ها و مطبوعات که کاملا مشخص بوده است. هیچکس به اندازه من به سوالات مطبوعات پاسخ نداده است. من حتی یک بار هم به کسی اخم نکردم! حتی برای اولین بار به منتقدین خودمان هم جایزه دادیم و جلسات انتقادی خیلی خوبی با مطبوعات برگزار کردیم.

 یکی از خبرنگاران: حسین شریعتمداری را می گویید؟

 دکتر احمدی نژاد: خیر. اتفاقا آقای حسین شریعتمداری خیلی تندتر از شما می زند! همه چیز را با هم میزند. شما رعایت می کنید. شما انصاف دارید. او هم می زند و هم دین و ایمان ما را زیر سوال می برد.

 

شبکه آسیایی عرب زبان:

سئوال: درباره توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر عدم ورود حضرتعالی به انتخابات، کارشناسان مسائل سیاسی بر این باورند که رهنمودهای مقام معظم رهبری صرفا یک توصیه بوده است و امر و نهی در کار نبوده است. نظر شما چیست؟ اگر شخص شما در انتخابات کاندیدا نشوید، ورود آقای بقایی و حمایت شما از ایشان تاثیرگذار خواهد بود؟

 پاسخ : مقام معظم رهبری به من توصیه کردند که من در این دوره به عنوان کاندیدا حضور پیدا نکنم، نه اینکه نسبت به سرنوشت کشور و مسائل مهم کشور بی تفاوت باشم. این بدین معنا نیست که در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره مشارکت نکنم و حضور نداشته باشم. تک تک ایرانیان با حضور خودشان تاثیرگذارند. عده ای می گویند که این توصیه، نهی کامل اینجانب است و عده ای میگویند که این صرفا یک توصیه است و امر و نهی نیست. البته شخص مقام معظم رهبری هم در سخنانشان فرمودند که نه می گویم بیایید و نه می گوییم نیایید. صرفا توصیه است. توصیه به یک برادر مومن است.همانطور که اشاره کردم من برنامه ای برای ریاست جمهوری ندارم.

المیادین لبنان :

سئوال : ویدئوهایی از شما منتشر شده که در آنها به آمار و ارقام اقتصادی و گزارشها اشاره شده است. اگر آقای بقایی موفق به پیروزی در انتخابات بشوند، وعده شما به مردم در باب مسائل اقتصادی چیست؟

پاسخ: من فکر می کنم که خود جناب آقای بقایی در حال اعلام برنامه هایشان هستند و احتمالا به زودی به طور جامع برنامه های اقتصادی را اعلام خواهند کرد. اما تصویری که من از مدیریت آقای بقایی و مدیریت کشور می بینم حتما یک حرکت بسیار سریع به سمت بهبود شاخص های اقتصادی و زندگی مردم خواهد بود و مطمئنم به محض اینکه ایشان مدیریت کشور را به دست بگیرند قیمت نفت اصلاح خواهد شد. کشور ما منابع کمی ندارد. هم منابع مادی داریم هم بهترین منابع انسانی را داریم. ایشان هم خیلی از برنامه هایش را اعلام کرده است. بحث اشتغال را جدی می گیرد. بحث مسکن را جدی می گیرد. بحث یارانه ها را جدی می گیرد. بحث ساختارهای اداری را جدی می گیرد. به عنوان نمونه ایشان با دقت اعلام کرد که باید یارانه رسانه ها و مطبوعات را به خود خبرنگاران و اهالی مطبوعات پرداخت کرد. من خبر دارم خبرنگارانی هستند که با حداقل دستمزد، چیزی در حدود 200یا 250 هزار تومان در ماه حقوق می گیرند.

فریاد یکی از خبرنگاران: بدون بیمه!

آقای بقایی گفتند که یارانه ها را با روشی که طراحی کردم به طور مستقیم به خبرنگاران و اهالی مطبوعات پرداخت می کنم. این امر نشان از تسلط شان بر فضای اجرایی کشور است. در حال حاضر اشخاصی که کاندیدای ریاست جمهوری هستند به طور کلی می گویند که ما از مطبوعات حمایت می کنیم. اما ایشان می گوید که حمایت من هوشمندانه است. یعنی دقیقا از کسانی پشتیبانی خواهم کرد که در فضای رسانه ای مشغول زحمت کشیدن هستند. تمامی رسانه ای ها را مانند بچه های رسانه ای خودشان پشتیبانی خواهند کرد. من نمی خواهم اینجا از جانب آقای بقایی صحبت کنم اما ایشان برنامه جامعی تهیه کرده است و در آینده اعلام خواهد کرد. من خواهش می کنم که به طور جامع برنامه هایشان را منتشر کنند تا همه در جریان قرار بگیرند.

خبرگزاری برنا:

سئوال : در چهار سال گذشته اتهامات فراوانی به نزدیکان شما وارد شده است. شما آقای مرتضوی را که به سِمَت مدیرعامل تامین اجتماعی منصوب کردید، از خودتان نمی دانید! وزارت اطلاعات را هم از خودتان نمی دانید! بسته شدن مطبوعات را از جانب خودتان نمی دانید! آن دکل نفتی هم الان پیش ماست! آن چهل و هشت هزار سندی که در دوران ریاست آقای بقایی در سازمان میراث فرهنگی در راه ایران مفقود شد هم حتما پیش ماست! و ما شاهد بودیم که در سال 88 در صدا و سیما از سوی شما بدون هیچ مدرکی علیه بزرگان نظام اتهاماتی زده شد! آیا قرار است پاک دست ترین دولت تاریخ به آقای بقایی تحویل داده بشود و ما باید شاهد این اتفاقات در دولت بعد باشیم؟ و اینکه اگر شما قصد حضور در انتخابات را ندارید چرا درست در زمان ریاست جمهوری این نشست خبری را برگزار کردید و آقای بقایی را ساکت در کنار خود نشانده اید؟!

پاسخ : همه حرف های خود را با نهایت هیجان و دلسوزی مطرح کردید. من همه شما را دوست دارم. شما به هر حال باید این خبر را برای رسانه خود تهیه کنید و من شما را مقصر نمی دانم. اما من همه این موارد را توضیح دادم. شما می توانید 50 هزار اتهام دیگر هم بزنید و این کاری ندارد. ما هم می توانستیم 100 برابر این اتهامات را بزنیم و بلد هم بودیم. در سال 88 ما به بزرگان نظام اتهام زدیم؟ 4 سال تمام در مقابل دولت نهم صف آرایی کردند و حتی به یکی از پادشاهان عربی که فوت کرده پیام دادند که نگران نباشید از اینکه دولت انقلابی سر کار آمده، ما ظرف شش ماه این دولت را ساقط می کنیم! بالاخره یک نفر از اینجا به عنوان نماینده کل نظام به آنجا رفت تا به آن ها بگوید چنین چیزی درست نیست. چقدر توهین کردند و تهمت زدند که هیچ کدام را جواب ندادیم. در همان یک سال قبل از انتخابات هرچه خواستند به دولت گفتند. من فقط یک نکته و دو سوال مطرح کردم. گفتم صحنه را چه کسی اداره می کند. این توهین است؟ آن آقایی که آن طرف میز نشسته بود شش بار پی در پی حرف من را تایید کرد. گفتم که شما سه دولت با هم هستید و وی هم حرف من را تایید کرد. این توهین و تهمت است؟ من سوال کردم که بچه های فلانی و فلانی از کجا میلیاردر شدند؟ این هم عین قانون اساسی است. مقامات کشور و فرزندانشان باید اموال خود را به قوه قضائیه اعلام کنند. بنده هم تنها رئیس جمهوری بودم که نه تنها به قوه قضائیه، بلکه به کل ملت همه اموال خود را اعلام کردم. یعنی ما به جایی رسیدیم که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند یک سوال مطرح کند؟ این سوال می شود توهین به بزرگان نظام؟ خب بیایند بگویند ما اینقدر پول داشتیم و حالا اینقدر شده است و از این راه ها هم بدست آمده است. مگر قرار نیست شفافیت حاکم باشد؟ قانون فقط برای آفتابه دزد ها و فقیر و بیچاره هاست؟ ما در دوره انتخابات به کی تهمت زدیم و اهانت کردیم؟

می گفتند اصل نظام فلان کس است. طبق قانون اساسی همه در برابر قانون برابرند. یکی می گوید من صاحب انقلاب و کشورم و بقیه مردم هیچ کاره اند. من با این تفکر مخالفم. 48 هزار سند رفته است؟ کجا رفته است؟ سال 93 که سال همین دولت است. چرا به ما اتهام می زنند؟ این که می شود جنگل! هر که خواست به دیگری تهمت بزند؟ بسیاری از این تهمت ها که می زنند در دولت خودشان اتفاق افتاده است. نزدیک 2 میلیارد دلار ما توسط آمریکا غارت شد در این دولت. می گویند تقصیر دولت قبل است! این یک اصل حقوقی است که اگر آن را ندیده بگیریم، مشکلات ایجاد می شود و ممکن است این مسئله فردا برای خود شما ایجاد شود. کسی که اتهام می زند، باید برود در یک مرجعی حرف خود را ثابت کند، نه کسی که به او اتهام زده شده است! می دانید با این وضعیت چه زندگی برای مردم درست خواهید کرد؟ با این وضعیت هر ایرانی باید میلیاردها تومان قرض کند و کارمند استخدام کند و سایت ها و رسانه ها و روزنامه ها را صبح تا شب چک کند که ببیند به او تهمت زده می شود یا خیر. بعد حالا اگر جواب داد، جواب او را چاپ می کنند یا خیر؟!

خیلی از این موارد را ما پاسخ دادیم اما متاسفانه خیلی از رسانه ها و از جمله رسانه شما پاسخ ما را منتشر نکردند. این روند را می شود ادامه داد؟ این مدل چه شباهتی با ایران دارد؟ چه شباهتی با دین و فرهنگ ما دارد؟ ما که حرفی نداریم. رسیدگی کنند و اثبات کنند و اصلا همه ما را اعدام کنند. آن ها که مسئول رسیدگی هستند که با ما نیستند! آن ها از خدا می خواهند که سندی به آن ها داده شود تا حکمی علیه ما صادر کنند. به من می گفتند دیکتاتور! خب دیکتاتور باید چیزی در دستش باشد! چی در دست ما بود؟ یک معلم، رئیس جمهور شده و چیزی در دست ندارد و باز به او می گویند دیکتاتور! دیکتاتور باید یک ارتش و نیروی مسلح در دست داشته باشد. بیشترین ارتباط با رسانه ها را داشتیم و بعد می گویند ضد اطلاع رسانی هستیم! بیشترین توسعه فضای مجازی و اینترنت و زیر ساخت اینترنت در دولت ما اتفاق افتاده و بعد می گویند این ها ضد اینترنت هستند! به من می گویند ضد علم هستم! همان دانشگاهی که به شما لیسانس داده است، به بنده مدرک دکترا داده و عضو هیئت علمی کرده و مشغول تدریس هستم. به لحاظ علمی بیشترین پیشرفت های تاریخ کشور در دولت ما بوده است. بعد می گویند این دولت بی سوادها بوده است. با این اخلاق دو نفر با هم می توانند زندگی کنند؟ بیایید روش هایمان را درست کنیم. اگر واقعا من جایی به کسی توهین کردم بیاورید تا جبران کنم.

یکی از خبرنگاران: به مردم گفتید خس وخاشاک!

خس و خاشاک به کی گفتم؟ به مردم گفتم؟ متن صحبت ها موجود است. من گفتم آن ها که دارند آتش می زنند و مردم را در خیابان می کشند، این ها یک اقلیتی هستند. 40 میلیون همه مردم ایران و عزیزند. کسانی که به من رای نداده بودند در هر دو دولت من مسئولیت داشتند. کدام دولت این چنین رفتار کرده است؟ بعد هم متهم می شویم به مخالفت با آزادی! ما یک نهاد بودیم و همه حکومت نبودیم. ما فقط دولت را در اختیار داشتیم. یک روزنامه نمی تواند بگوید به دلیل مخالفت با ما یارانه اش در زمان ما قطع شد. اینطور نبود که ما نتوانیم برخورد کنیم. نهادهای زیادی در کشور هستند و هر کدام طبق سلیقه خود رفتار می کنند. ما هم در حد توان و جایگاه خود سعی کردیم هیچ جا آزادی پایمال نشود. من تنها مسئول ارشد جمهوری اسلامی هستم که به راحتی در هر نقطه ایران وارد جمعیت مردم می شوم. نه تنها هیچ دغدغه ای ندارم، بلکه شوق هم دارم. یک مسئول ارشد دیگر پیدا کنید که مثل من خودش از مغازه خرید کند و به راحتی به زیارت و مسجد و بازار برود. این طور نیست که ما پیش از حضور، آدم هایمان را به آنجا فرستاده باشیم. حتی خیلی از اوقات محافظان مان هم نمی دانند که ما به کجا قرار است برویم.

من فکر می کنم یکی از علل عصبانیت دوستان از ما این است که حرف های بی سندی علیه ما زدند اما مردم قبول نکردند. جای تعجب است که در یک موضوع واحد جناح چپ یک اتهام به ما زده و جناح راست ضد آن اتهام را مطرح کرده است. در موضوع مذاکرات هسته ای جناح چپ می گفت شما تندرو هستید و چرا ایستادید؟ و جناح راست می گفت که شما لیبرال هستید و می خواهید سازش کنید! با این حرف ها البته ما دست از حق برنمی داریم. اگر رسانه ها بخواهند میلیاردها برابر این هم به ما حمله کنند، والله ما دست از حقوق ملت نخواهیم کشید. والله در دولت نهم و دهم هیچ سندی علیه حقوق ملت امضا نشد. به من هم هرچه می خواهید بگویید، اما اگر مشاهده شود که این حرف ها می خواهد موجب تضییع حقوق ملت شود، آنگاه سکوت نخواهم کرد.

ما در انتخابات 92 کاندیدا نداشتیم و 4 سال سکوت کردیم. آقای مشایی را رد کردند و ما به مردم گفتیم که کاندیدا نداریم. یک جریان اجتماعیِ اکثریتی و قوی کاندیدا نداشت و ما به احترام رای مردم چهار سال سکوت کردیم. حتی به اندازه این که کاری کنیم دولت وقت خود را صرف پاسخ به ما کند هم در کار آن ها خلل ایجاد نکردیم. اما حالا مشاهده می کنیم که این اتهامات دارد می شود پایه ای برای تضییع حق بزرگی از مردم. من به تک تک اتهاماتی که زده اند پاسخ خواهم داد. فعلا سه تا از آن ها بیرون آمده و سه تای دیگر هم ضبط شده و آماده پخش است و تا دوازده اتهام را یک به یک با عدد و رقم و سند پاسخ خواهم داد. گفتند که خزانه خالی بوده و من با آمارهای بانک مرکزی همین دولت گفتم نبوده است. گفته اند که انبارها خالی بوده و من بر اساس آمار سازمان غله ثابت کردم که حرفشان دروغ بوده است. راجع به درآمد نفتی و هسته ای و یارانه ها و مسکن و سایر موارد توضیح دادم و خواهم داد. بدانند اگر من هم زنده نبودم، این توضیحات منتشر خواهد شد.

شبکه بین المللی تیما انگلستان:

سئوال : دوستان شما در آن جایگاه و همیشه با همین ادبیات فکر می کنند همه آنچه می گویند بر حق هست. الزاما اصرار نداشته باشید که هرچه را شما می گویید ما باور کنیم و این عدم باور ما را بگذارید به حساب اینکه در بقیه موارد هم سخت باور هستیم و مخالفین شما هم هرچه را بگویند، زود باور نمی کنیم. شما رئیس دولتی هستید که آزموده شده است. لیست بالایی از خطاهای شما وجود دارد. به مخالفین خود حق بدهید که ادعاهای شما در مورد اینکه برای بهبود معیشت مردم و ترمیم ساختار سیاسی آمده اید را باور نکنند. خواهشا بفرمایید برای تغییر چه چیزی آمده اید؟ آمده اید چه چیزی را به چالش بکشید؟

پاسخ : فکر می کنم اولین چیزی که باید تغییر بدهیم، تفکر شماست. شما دارید نیت من را می خوانید؟ به چه دلیل این کار را می کنید؟ اگر اینطور باشد که من هم می گویم شما مامور فلان جا هستید؟ می توانید برای نیت خوانی سندی ارائه دهید؟ چرا به مردم توهین می کنید؟ ما مخالف توهین به مردم هستیم. شما اگر مخالف هستید خود را به مردم عرضه کنید و آقای بقایی هم خود را به مردم عرضه می کند و مردم هم تصمیم می گیرند. می دانید طبق قوانین انتخابات، تبلیغات علیه یک کاندیدا جرم است و زندان دارد؟ خودتان را معرفی کنید. چرا اصرار دارید که حرف خود را تحمیل کنید؟ یعنی می گویید ملت ایران نمی فهمند؟ مشکوک باشید. مگر ما اعتراضی کردیم که چرا مشکوکید؟ چرا اصرار دارید به مردم بی احترامی بکنید؟ من می گویم این تفکر، تفکری استبدادی است. این همان استکباری است که می گوید 80 میلیون نمی فهمند و ما می فهمیم! درست مثل ماجرای یارانه ها که بزرگترین رفراندوم بعد از رفراندوم جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. بهار سال 93 دولت، مجلس، قوای دیگر و رسانه ها یک جانبه مردم را از چندین ماه قبل بمباران کردند که یارانه ضرر دارد و مردم باید پس دهند. فشار عجیبی به مردم آوردند و تمام سرمایه اجتماعی و دینی و فرهنگی و سیاسی کشور را خرج کردند. من به یکی از بزرگان نظام همان موقع عرض کردم که نگذارید این هزینه ها داده شود. حداقل رسانه ملی خود را هزینه نکند چون بالای 75 درصد مردم ثبت نام می کنند. دولت از ثبت نام یک عده ممانعت کرد، یعنی ایرانیان خارج از کشور. متاهلین جدید که از خانواده خود جدا شده بودند هم نتوانستند ثبت نام کنند. نیروهای مسلح هم آن موقع از ثبت نامشان جلوگیری شد. 97 درصد مردم ثبت نام کردند و گفتند حرف های شما را قبول نداریم. هنوز هم مخالفت می کنند و می گویند مردم نمی فهمند! در این 97 درصدی که ثبت نام کرده اند 5 میلیون دانشجو و استاد دانشگاه وجود دارد. 20 میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی وجود دارد. هزاران مخترع و پژوهشگر وجود دارد. چرا خیال می کنید بیشتر از ملت می فهمید؟

می گویند که یک فهرست بلند بالا از نارضایتی خود از تو داریم. به چه حقی آمده ای و کاندیدا شده ای؟ چه چیزی را می خواهی اصلاح کنی و کجا را خراب کنی؟ به چه حقی آمدی؟ به همان حقی که شما داری سوال می کنی! شما بگویید به چه حقی ما را محدود می کنید؟ شما می خواهید با فشار به من، ملت را محدود کنید؟ اکثریت ملت طرفدار دولت دهم هستند. اگر قبول ندارید صبر می کنیم انتخابات برگزار شود و این نتیجه را خواهیم دید. ملت بزرگ و تمدن آفرین و فرهیخته ایران از جمعی خوششان بیاید به هر دلیلی، آن ها را صادق و پرکار و مردمی می دانند و بعد یک عده شروع می کنند، هزاران اتهام می زنندکه این ها پوپولیست و عوام فریب هستند. در واقع این حرف ها را به ما نمی زنید، بلکه به مردم می زنید. مردم هم که قبول نکردند! ما دعوا نمی توانیم بکنیم. یک معیار وجود دارد و آن هم نظر مردم است. چرا اصرار دارید که عده ای را حذف کنید از دایره انتخاب مردم؟ از رای مردم می ترسید و یا رای مردم را قبول ندارید؟ من آمده ام تا با این شیوه برخورد و مقابله کنم. آن مدیرعامل بانکی که با یک میلیون وام مخالفت می کند، اما بیست میلیارد وام را به راحتی می دهد، خود را برتر از مردم می داند. من تا جان دارم با این شیوه مقابله می کنم و خود را فدای ملت می کنم. راجع به نیت شما دوست عزیزی که سوال پرسیدید هم قضاوت نمی کنم. تفتیش عقاید اشتباه است.

علی اکبر جوانفکر: خبرنگار یک شهروند ایرانی است، سوال خودشان را هم احتمالا نپرسیدند. سوال رسانه شان را پرسیدند که برای انگلستان است.

دکتر احمدی نژاد: اصلا مهم نیست. انگلیس یا هر جای دیگر. من به نیت ایشان و یا حتی به نیت رسانه هم کاری ندارم. من با این نوع نگاه مخالفم. یه عده خودشان را برتر می دانند. این برتر دیدن باید ور بیفتد. میلیاردها برابر این هم توهین بکنند، هیچ گاه از دفاع از حقوق ملت ایران دست برنخواهم داشت.

خبرگزاری ایلنا:

سئوال : آقای احمدی نژاد این شعار شما در زمان دولتتان بود که قرار است عدالت را بوجود بیاورید. اما شاهد بودیم که بین طبقات جامعه اختلاف زیادی بوجود آمد و خیلی از مردم از نظر اقتصادی دچار مشکل شدند. از طرفی سفرهایی داشتید با عنوان تببین آرمان های امام، اما بعد از کاندیداتوری آقای بقایی فهمیدیم که این سفرها هم انتخاباتی بود. آقای بقایی هم گفته بودند رجل سیاسی کسی است که رفیقش را نفروشد. اما آقای رحیمی که معاون اول شما بودند، گفتند که شما ایشان را فروختید.

پاسخ : چهار سوال کردید! گفتند از ابتدا هر کس یک سوال، اما شما چهار پنج نفر، هر کدام چهار پنج سوال پرسیدید. آقای رحیمی به شما گفتند این حرف را؟ ایشان چند مصاحبه کرده؟ من نشنیدم که ایشان چنین حرفی زده باشند. من آقای رحیمی را مظلوم می دانم و از ایشان هم دفاع کردم. اگر جلسه دادگاه ایشان منتشر شود، مردم خواهند دید که چهه کسانی به ایشان گفتند بیا پشتیبان انتخاباتی ما شو و چه کسانی را به ایشان معرفی کردند و ایشان به چه کسانی پول داد. آقای رحیمی یک ریال نامربوط در زندگی اش نیست. من این ها را اعلام کردم و اطلاعیه دادم و گفتم که روند رسیدگی را قبول ندارم. اما بالاخره حکمی صادر شده است ایشان هم دارد زندانی اش را می کشد. آن ماجرایی که بهانه کردند برای آقای رحیمی چه زمانی اتفاق افتاده است؟ زمانی که ایشان رییس دیوان محاسبات بود و منتخب نمایندگان مجلس، یعنی قبل از آمدن به دولت. همان ها که بعدا این کارها را کردند، خودشان به ایشان گفتند شما بیا پشتیبانی انتخاباتی بکن. چه زمانی محاکمه شد؟ بعد از دولت! از شما سوال می کنم چه ربطی به معاون اولی ایشان داشت؟ چه ربطی به دولت داشت؟

وقتی ما ایشان را آوردیم در دولت 215 نماینده مجلس نامه دادند و تشکر کردند و گفتند خیلی انتخاب شایسته ای انجام دادید. ما کدام را باید قبول کنیم؟ بنده پای همکارانم هستم، البته به شما می گویم که پای حق هستم وگرنه بیشترین برخوردها را خودم من انجام داده ام. قبل ازاینکه کسی مطلع بشود، من مطلع شدم و برخوردهای تند کردم. اصلا می آمدند و به من انتقاد می کردند که چرا عوض می کنی؟ چرا برخورد می کنی؟ آن وقت همان هایی که آن حرف ها را می زدند، می گویند چرای پای آنها نمی ایستی؟!

سفرهایی که ما کردیم برای تبیین خط امام بوده است دیگر، یک کلمه غیراز خط امام در آنجا صحبت شده؟ الان من می خواهم بروم سفر، قبلش اعلام می کنم برای چه می خواهم بروم سفر، اشکالی دارد؟ این چه نوع قضاوتی است؟! مثل این می ماند که شما بگویید از دوره ای که مدرسه می رفتید، تبلیغات ریاست جمهوری می کردید. [خنده حضار] به خدا اصلا به فکر ما نبود. من سال 84 هم قصد نداشتم. من خیلی دیر تصمیم گرفتم ولی خب رسانه ها هم اسم ما را مطرح می کردند. خیلی دیر، آخرین نفری بودم که رفتم ثبت نام کردم. آن صندلی برای ما ملاک نبود. ما می خواستیم یک اصلاحاتی انجام بدهیم. فرمودند که در دولت ما فاصله طبقاتی زیاد شد! فاصله طبقاتی معیار ندارد؟! همین طوری است؟!! یا معیار دارد؟! اولا درآمد سرانه در دولت ما دو برابر شد. مصرف ملی 75 درصد بالا رفت. جهت اطلاع بگویم که از سال 92 تاکنون مصرف لبنیات 30 درصد کاهش پیدا کرده است.. توزیع درآمد بین مردم هم بدتر شده است. در دولت ما ضریب جینی که معیاری است برای توزیع ثروت و هرچه کم تر باشد توزیع ثروت بهتر است؛ از 42 صدم رسید به 35 صدم. در دنیا برای یک صدمش برنامه ریزی های وسیع انجام می دهند. در هیچ دولتی چنین اتفاقی نیفتاده است. در دولت فعلی دوباره ضریب جینی  به 39 صدم برگشته است. اگر دنبال معیار هستیم باید معیارهای شناخته شده را وسط بگذاریم. [در دولت قبل] درآمد سرانه بالا رفته و توزیع ثروت هم بهتر شده است. بسیاری از مردم سبد مصرف شان گسترش پیدا کرد. اینها آمارهای رسمی کشور است. اما همینطور می توانیم بگوییم سازندگی نابود شد؛ فاصله طبقاتی افزایش پیدا کرد؛ همه می توانند بگویند. به همین خاطر اعتباری ندارد و در مردم هم قابل پذیرش نیست. می گویید نه؟ می توانید با یکی از همکاران ما بروید هرجا که شما می گویید، برویم بین مردم سوال کنیم، بگوییم از برنامه های اقتصادی دولت قبل راضی هستید یا دولت فعلی؟ ببینید چه جوابی می دهند. بالاخره مردم معیار هستند دیگر. مردم معیاراند.

من گفته ام که بزودی گزارش خواهم داد به ملت. پیشرفت هایی که در دولت قبل شد را مقایسه می کنیم با دولت قبل و بعد. اینها را توضیح خواهم داد با اسناد معتبر. تولید چه شد! فولاد چه شد! سیمان چه شد! خودرو چه شد! برق چه شد! صادرات چه شد! واردات چه شد! پتروشیمی چه شد. می گویند دولت قبل اصلا اشتغال ایجاد نکرده است! خب یک چیزی بگویید که بگنجد دیگر! در دولت قبل در دو سال آخر تولید نفت چهل درصد به خاطر تحریم کاهش پیدا کرد ، ما مجموعا 28.5 درصد رشد اقتصادی داشتیم. رشد بدون نفت 42 درصد بود. با این معیاری که آقایان می گویند که هر یک درصد رشد، معادل 100 هزار شغل است که من معتقدم یک درصد رشد نفت 100 هزار شغل ایجاد نمی کند، حتی 10 هزار شغل هم ایجاد نمی کند، اما آقایان رشد نفت را می زنند به حساب آن، می گویم قبول. بدون نفت 42 درصد رشد داشتیم یعنی 4 میلیون و 200 هزار شغل ایجاد شده است. با نفت که قبول نداریم ولی شما می گویید 2 میلیون و 850 هزار شغل ایجاد شده است. چرا می گویید شغل درست نشد؟!

همه جا رکود است بعد می گویند ما 700هزار شغل ایجاد کرده ایم و وضع خیلی خوب شده است! آقای شیخ الاسلام مسئول شغل بود، آماده است با اسم و مشخصات اعلام کند برای چه کسانی شغل درست شد. چون ما که شغل درست کردیم همه بیمه تامین اجتماعی هم شدند. الآن هم آقایان باید اعلام بکنند. ما اگر می گوییم فقر، اگر می گوییم ثروت، اگر می گوییم پیشرفت، اگر می گوییم پسرفت؛ اینها نیازمند شاخص اند والا در این فضا همینطور می گوییم وضع خیلی بد شد! شما گفتید من می خواهم خدمت کنم اما نکردید! بسیار خب، خیلی ممنون نظر شماست، من که نمی خواهم نظر شما را عوض کنم. یکی از بدترین کارهایی که در کشور ما شد زیر سوال بردن آمار رسمی کشور بود. آمار رسمی را زیر سوال بردند. یعنی نهاد های آماری را بی اعتبار کردند در کشور. خب از کجا معلوم حرف شما درست است؟ به نظرم باید روش برخوردمان را با مسائل درست کنیم. اینقدر به همدیگر بدبین نباشیم. یک چیز بیشتر نیست. الان سوال میکنم از شما، آقای رییس جمهور سفر می رود این طرف و آن طرف، انتخاباتی است یا خیر؟ ما پارسال رفتیم سخنرانی کردیم در گرگان، می گویند انتخاباتی است! رئیس جمهور الان می رود سفر، می گویند انتخاباتی نیست! بالاخره یک بام و دو هوا… تناقض اتفاقا اینجاست.

 یکی از خبرنگاران: شما هم سال 88 سفر می رفتید!

دکتر احمدی نژاد:. من نمی گویم که سفرنمی رفتم. من می گویم بین این دو سفر نباید قضاوت دوگانه کرد. ما همیشه در سفریم دیگر!

عصرایران:

سئوال : شما کاندیدای برخاسته از جبهه اصولگرایان بودید. به عنوان رئیس جمهورِ راستی 8 سال بر سر کار بودید اما این حمایت همه جانبه و ارتباط در حال حاضر بین شما و اطرافیان شما دچار شکاف و گسست شده است. علت این تقابل و رودرویی بین شما و ایشان چیست؟ مضاف بر اینکه تنها رییس جمهوری هستید که وزیران و اعضای کابینه شما علیه شما صحبت می کنند و اعلام برائت می کنند و شما را یک امت واحده می خوانند! چه شده که از کابینه شما فقط آقای مشایی و آقای بقایی ماندند؟

 پاسخ : اینکه پاسخش خیلی ساده است، ما آزاد اندیش بودیم، ما مرز وزرایمان را نمی بستیم، می گفتیم شما نظرات سیاسی تان را بدهید اما باید در چهارچوب برنامه دولت عمل کنید. ما تنها دولت فراجناحی بودیم. این پاسخ سوال آخر شما! پاسخ سوال وسط تان اینکه، چه زمانی من گفتم جزو جناح اصولگرا هستم؟ چه زمانی جناح اصولگرا گفته این جزو ماست؟ هیچ وقت! سال 84 اصولگراها دو کاندیدا داشتند، من اسم نمی برم. روشن است که شما خودتان دوست دارید یک چیزی را دائم تکرار کنید و من هم قبول کنم! اشکال اینجاست. اینکه می گویید شما جواب سوالات را جور دیگری می دهید، معلوم است که شما یک پاسخ خاصی را انتظار دارید و دوست دارید آن پاسخ را به شما بدهم! آن را دریافت نمی کنید و می گویید پاسخ نگرفتم! بالاخره شما رسانه اید! سوال تان را مطرح کنید، پاسخ بنده را هم مطرح کنید، قضاوت هم با مردم است. من که نباید آنجور که شما می خواهید جواب بدهم! اتفاقا صریح ترین پاسخ دهنده من هستم. به صراحت می گویم اما نه آن چیزی را که شما دوست دارید. شما دوست دارید من یک چیزی را تایید کنم که در ذهن شماست. شما یک تصویری می خواهید از من در جامعه بسازید بعد می خواهید این تصویر را به دست خود من نقاشی کنید. خب معلوم است که من هرگز این را نخواهم پذیرفت چون تصویرتان غلط است. این را نگذارید به حساب دیگری. بالاخره شما بگذارید به حساب هوش ایرانی ها. ایرانی ها با هوش اند.

شما به عنوان رسانه، رابطید دیگر. شما می گویید ما رابط بین مردم و مسئولین هستیم. ما دستتان را هم میبوسیم. به مردم بگویید این سوال، این هم پاسخ، عینا بگذارید در معرض دید مردم. شما چرا راجع به پاسخ قضاوت می کنید؟ با قضاوت از موقعیت رسانه خارج می شوید! یک مقاله نویس می آید قضاوت می کند، اشکالی ندارد اما خبرنگار و خود رسانه که نباید قضاوت کند. می گویید مردم! ما این سوال را کردیم ایشان هم این جواب را داد. ملت هم می فهمند. بابا به خدا ملت ایران خیلی می فهمند! متاسفانه یک عده در ایران این را قبول ندارند. در کل دنیا یک عده هستند که فکر می کنند از بقیه بیشتر می فهمند. عزیز من! من پاسخ خودم را می دهم نه آنی که شما می خواهید. از شما هم ناراحت نمی شوم. شما سوال کردید، بنده هم پاسخ دادم. بنده هیچ وقت عضو جناحی نبودم لااقل از دوره ریاست جمهوری. با من هم مخالف بودند، تا الان هم مخالف اند، آن چهار سال اول هم بیشترین حملات را علیه من کردند، از آن ها هم گلایه ندارم. شما بدانید که من از هیچ کس گلایه ندارم. همه کسانی که به شخص بنده توهین کردند و تهمت زدند، همه را بخشیدم. همان موقع بخشیدم ولی فکر می کنم اینجوری نمی توانیم باهم زندگی کنیم. باید روش ها را عوض بکنیم، باید به هم احترام بگذاریم و به فکر همدیگر احترام بگذاریم. ایشان نیت کرده رییس جمهور بشود. باید بگوییم تو نیتت غلط است؟ تو یک قصد خلافی داری؟ این ها روش های درستی نیست. جوری نشود که ما یاد قرون وسطی بیفتیم!

تماشاگران امروز:

سئوال : وقتی که درباره وزارت اطلاعات پرسیدند، گفتید که مگر دست من بود؟ درباره معاونت مطبوعاتی پرسیدیم گفتید که مگر دست من بود؟ دوره آقای رامین را عرض میکنم. شما 8 سال در کشور رییس جمهوری کردید، در جواب خیلی از سوال هایی که اینجا پرسیده شد، گفتید مگر دست من بود؟ شما در 8 سالی که قدرت داشتید نتوانستید از قانون اساسی دفاع کنید، در این زمینه ها چه تضمینی وجود دارد که اگر دوباره بیاید، 8 سال بعدش دوباره نگویید مگر دست من بود؟

 پاسخ : اولا تضمین اصلی رای مردم است، یادتان باشد. در ثانی من در قسمت اول بحث توضیح دادم که یکی از کارهایی باید بشود اصلاح نظام تصمیم گیری کشور است، یعنی شما فکر می کنید الان هرکس هرکاری بکند مسئولش آقای رییس جمهور است؟ ساختارهای اداره کشور را باید بشناسید، به همین دلیل من گفتم یکی از اصلاحات اساسی، اصلاح نظام تصمیم گیری کشور است. این دقیقا ناظر بر مطلبی بود که جنابعالی فرمودید. بالاخره اگر من باید عملکرد یک معاون وزیر را توضیح بدهم باید خودم انتخابش کنم. نمی شود وزرا مسئولیت جدا داشته باشند، به چند جا باید پاسخ بدهند؟ کس دیگری به آن ها تحمیل کند، بعد من جواب بدهم؟ این از نظر حقوقی باید اصلاح بشود. به لحاظ حقوقی یک موقع لازم نیست حتما برود مجلس، ممکن است تفسیر قانون اساسی بخواهد، ممکن است اصلاح قانون اساسی بخواهد، ممکن است قانون عادی بخواهد، ممکن است تفاهم ملی لازم باشد. یک راه ندارد که. بالاخره این همان است که من به آن منتقد بودم، شما حالا به خود من برمی گردانید؟! ضمن اینکه در دولت قبل بیشترین مسئولیت پذیری توسط بنده انجام شد. بیشترین پاسخ گویی انجام شده است، حتی جایی که مربوط به من نبوده است. یک مثال دیگر برایتان بزنم، سال 89 طرحی در مجلس گذشت و تمام اختیارات رییس جمهور در امور نفت گرفته شد. بعد سال 91 یک اتفاقی در نفت افتاده، میگویند رییس جمهور جواب بدهد! پاسخگویی با اختیارات باید تناسب داشته باشد. شما وقتی اختیارات را گرفتید و دادید به کس دیگر حالا از من چرا سوال می کنید؟ یا اینکه در قانون برنامه پنجم اختیار عزل و نصب رییس کل بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار از رئیس جمهور گرفته شد. نگهداشتند در مجمع تشخیص، در دولت فعلی تحویل دادند! یعنی ما آخر سال 89، 90، 91 تا مرداد 92 فاقد اختیارات قانونی بودیم برای بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار! یک اتفاقاتی در سیستم بانکی افتاده است و می گویند باید احمدی نژاد بیاید جواب بدهد! این ها مسئله است، بله ما می توانیم هراتفاقاتی به هرکسی نسبت بدهیم. ولی مگر اینجور می شود زندگی کرد؟ به خدا هم می توانیم جواب بدهیم؟ اصلا اینطور می شود وضع را اصلاح کرد؟ اگر اختیاری هست، معادلش مسئولیت باید باشد. نمی شود اختیارات، یک جا باشد و مسئولیت یک جای دیگر باشد! ما میخواهیم اصلاح بکنیم از روش صحیح، از روش منطقی اصلاح بکنیم و این را تا آخر دنبال خواهیم کرد.

اجازه بدهید من فقط تشکر بکنم. من صمیمانه از همه تشکر می کنم، می دانم بالاخره چهار سال خیلی حرف ها زده شده، خیلی سوال ها هست، طبیعی هم هست، این را من غیرعادی نمی دانم. این اولین جلسه بود، همانطور که اعلام شده ان شاءالله جلسات دیگری را تنظیم خواهیم کرد. اگرهم عزیزانی تحت فشار بودند بخاطر امکانات محدود ما یا فرصت نشد سوال شان را مطرح کنند، من عذر می خواهم. امیدوارم که در جلسات بعدی جوری تنظیم کنند که آنها زودتر بتوانند سوال شان را مطرح کنند. برای همه شما، ملت ایران و همه بشریت بهترین ها را آرزو میکنم. زنده باد بهار، زنده باد ایران.