کد خبر: 1214

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۱۱/۰۳ - ۱۵:۱۰

دکتر احمدی نژاد: مشکل مردم، مشکل مسئولان کشور است

دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق کشورمان در چهارم بهمن ماه سال ۱۳۸۹ در دیدار با مدیران دستگاه‌های دولتی در استان گیلان با تاکید بر ضرورت رسیدگی به نیازها و مشکلات مردم گفت: رمز موفقیت در خدمتگزاری به مردم، عاشق مردم بودن است و مدیرانی که عاشق مردم باشند، مشکل مردم را عین مشکل خودشان می دانند.

فرازهایی از سخنان دکتر احمدی نژاد :

·        اهمیت رسیدگی به مشکلات و نیازهای تک تک مردم، معادل ساختن و آباد کردن ایران است

·        عده ای از مردم بر اثر نقص هایی که در کار مسئولان کشور وجود دارد، دچار نقص و آسیب می شوند. دولت و ملت اعضای یک خانواده هستند و مدیران دستگاه‌های دولتی باید مشکل مردم را عین مشکل خودشان بدانند.

·        در مسیر ساختن و پیشرفت، حتی یک نفر نباید زیر چرخ‌های ساز و کارهای اقتصادی ساقط بشود، حتی یک نفر هم مهم است.

·        بیت­المال حرمت دارد و باید به همان اندازه که برای پول خودمان حساسیت به خرج می­دهیم، به برای بیت المال هم حساس باشیم.

·        عاشق مردم بودن، رمز موفقیت در خدمتگزاری است. عشق به مردم، نشانه عشق به خداست. محال است کسی ادعا کند که عاشق خداست، اما عاشق مردم نباشد. عینیت عشق به خدا، عشق به خلق خداست.

مشروح این بخش از سخنان دکتر احمدی نژاد خطاب به مدیران دستگاه‌های دولتی به شرح زیر است:

یادتان باشد مجموعه مدیران دولت، یک تن واحد هستند. همه ما، یک گروه و پی جوی یک هدف هستیم. مثل اعضای یک تیم فوتبال که ماموریت دارند گل بزنند و گل نخورند و باید در بازی پیروز بشوند. یک مأموریت است. این طور نیست که بازیکن خط دفاع بگوید من مأموریت حمله ندارم. یک تقسیم کار است، اما مجموعاً یک هدف را دنبال می کنند.

یک دسته کارها، مشکلات و نیازهای تک تک مردم است که اهمیت آن، معادل ساختن و آباد کردن ایران است. برنامه­های ما نقص زیادی دارد. چه نقصهایی که از گذشته­ها باقی مانده و چه نقصی که محصول کار امروز ما هست، بنابراین عده­ای دچار آسیب و مشکل می شوند. حتی اگر برنامه ما نقص نداشته باشد، عده­ای در جامعه به دلایل گوناگون دچار مشکل می­شوند. در ظاهر مشکل شخصی افراد است اما مشکل یک خانواده است. ما که مسئول هستیم نمی­توانیم بگوییم این مشکل به ما مربوط نمی شود و مربوط به این آقا یا آن خانم است. مشکل آنها ، مشکل ماست. کسی می­خواهد جا به جا بشود . یکی آب خانه­اش دیر وصل شده است. دیگری مشکل شهرداری دارد. اینها مشکل اشخاص است یا مشکل ما؟ قطعا مشکل ماست و ما مسئول هستیم و وظیفه داریم آنها را برطرف می­کنیم. خیلی وقتها یک مشکل کوچک اداری ، دهها خانواده را گرفتار می­کند. کار این به آن بند است و همه به هم مرتبط هستند. یکی تا آن مجوز را نگیرد، نمی تواند پانزده میلیون وام را دریافت کند. اگر ۱۵ میلیون وام را نگیرد، قادر به ساختن دو اتاق نخواهد بود و تا دو تا اتاق را نسازد، بچه­اش ازدواج نمی­کند. همین طوری کارها به هم گره خورده است.

بعضیها با ۲۰۰ هزار تومان یا ۵۰۰ هزار تومان زندگیشان زیر و رو می­شود. یک دانشجویی به شهر دیگری رفته و مشغول درس ­خواندن است. باید ۵۰۰ هزار تومان شهریه بدهد. پدرش کشاورز، کارمند و کارگر است و نمی تواند هزینه تحصیل او را تامین کند. او هم رویش نمی­شود به پدر بگوید، لذا ممکن است درس را رها کند و برگردد. حالا یک ترم کارش راه می­افتد، ترم بعد خدا بزرگ است. بالاخره دست پدرش باز می­شود. محصول را هنوز نفروخته است یا کار مناسب ندارد و پول هنوز گیرش نیامده است.

عزیزان من، به همان اندازه که برای حل مسائل کلان استان تان وقت می گذارید و همت می کنید باید برای رفع گرفتاریهای تک تک مردم وقت صرف کنید. زیرا تک تک مردم برای ما مهم هستند. در مسیر ساختن و پیشرفت ، حتی یک نفر نباید زیر چرخهای ساز و کارهای اقتصادی ساقط بشود، حتی یک نفر هم مهم است. و اینهارا می­توانیم انجام بدهیم. ممکن است گفته شود که آقا پول نداریم. چرا داریم. بانکها که می توانند این ۵۰۰ هزار تومان را راه بیندازند. باید قرض الحسنه را به خود مردم بدهیم. می توانیم در همین هزینه­های مصرفی خودمان صرفه جویی کنیم.

به راستی آیا برای بیت المال همان طور تصمیم می گیریم که پول شخصی مان را برای خانه خودمان هزینه می کنیم؟ باید به همان اندازه که برای پول خودمان حساسیت به خرج می­دهیم، به برای بیت المال هم حساس باشیم. بسیاری از هزینه­ها اجتناب پذیر است و ضرورتی ندارد. بیت­المال حرمت دارد. اگر حرمت بیت المال در کشور جا بیفتد، من فکر می­کنم از همین وضع فعلی ۳۰ درصد هزینه­های مصرفی ما کاهش پیدا می­کند و این ۳۰ درصد ، حدود سه هزار میلیارد تومان می شود. حساب کنید، ببینید چند نفر آدم کارشان با این پول راه می­افتد. این رقم معادل بودجه آموزش عالی یا وزارت جهاد کشاورزی می­شود. بیایید در استان گیلان ، نهضت «کنترل هزینه­ها