کد خبر: 545

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - ۹:۰۸

دیدار صمیمی با خانواده‌ی شهدای ارامنه به مناسبت سال نو میلادی

دکتر احمدی نژاد در سال دوم از دوره‌ی اول ریاست جمهوری؛ در چنین روزی، به مناسبت سال نو میلادی در دیداری صمیمانه میزبان خانواده‌ی شهدای ارامنه بودند. متن سخنان کوتاه و خواندی ایشان در این نشست گرم بدین شرح است:

اللهم‌ عجل‌ لولیک‌ الفرج‌ والعافیه والنصر واجعلنا من‌ خیر اعوانه‌ وانصاره‌ والمستشهدین‌ بین‌ یدیه‌
من خیلی خوشحالم و خدای بزرگ را سپاسگزار که این توفیق را داد به خدمت شما عزیزان برسم و شما را زیارت کنم. البته ان شاء الله ما جداگانه هم خدمت شما خواهیم آمد.
من علاقه مند بودم که منزل شما بیاییم بنشینیم و حضوری با هم گفتگو کنیم و از خدا این را می خواهم و امیدوارم این توفیق را بدهد که خدمتتان بیایم و از نزدیک شما را زیارت کنم.
ما وقتی خدمت خانواده معظم شهدا می رسیم، رسممان این است که می نشینیم و گوش می دهیم. خدمت خانم لازار بودیم. بالاخره می نشینیم و گوش می دهیم، چون خانواده شهدا باید بگویند و ما هم یاد بگیریم و هم عمل بکنیم. منتها مثل اینکه اینجا معکوس شد.حالا من هم یکی دو جمله خدمتتان بگویم بعد برویم برای شام خدمتتان هستیم.
همه شما می دانید که انبیای الهی از یک جنس اند. فرقی بین انبیای الهی نیست. همه آمده اند دست بشر را بگیرند و به یک سر منزلی برسانند. همه از جانب خدا آمده اند و یک پیام واحد هم آورده اند. آمده اند آدمها را از این هیاهوی دنیا، خودخواهیها، خودپرستیها، کینه ورزیها و دنیا طلبی بیرون بکشند و به یک زندگی سعادتمند، پر از صفا و صمیمت، عشق، صلح، مهرورزی و برادری ببرند که این در سایه عدالت و خدا پرستی به دست خواهد آمد. مأموریت همه انبیای الهی این بوده است. همه آمده اند صلح برقرار کنند، برادری ایجاد کنند، انسانها را به محبت، عشق، دلسوزی، فداکاری و زندگی متعالی دعوت کنند.
امروز هم بالاترین و ضروری ترین مسئله، خواسته و تلاشهای بشر همین‌هاست و بزرگترین مشکل بشر نبودن همین‌هاست. الان غصه ها از چیست؟ از اینکه دشمنی، کینه ورزی، بداخلاقی و خودخواهیها هست و البته وقتی اینها می آید افق نگاه انسان کوتاه می شود و چیزی نمی بیند. انسان خودخواه و خودپرست چیزی از این دنیا نمی بیند. ریشه مشکلات امروز دنیا همینهاست که حاصل دور افتادن بشر از تعلیمات انبیای الهی است. حضرت عیسی و حضرت مسیح و پیامبر اسلام چه آورد؟
خب همه این حرفها را و بهتر از بیان من عزیزمان با بیان بسیار ساده در قالب شعر و بیان هنری بسیار بسیار زیبا و فاخر اینجا گفتند هم شعر اول که کوتاه و شعر دوم که بلند بود و به نظرم ایشان بسیار عارفانه، شجاعانه، عمیق و دقیق و با پیوستگی تمام ادیان و انبیا و شهدا و صلحا را ترسیم کردند که همه در محضر خدا هستند و خدا صاحب همه ماست که من صمیمانه از ایشان تشکر می کنم. از شماها هم تشکر می کنم. اشاره کردند عزیزمان که ما همه یک ملت و خانواده هستیم و یک آرمان و هدف داریم. برای یک چیز تلاش می کنیم و شهدای ما پیشتازان در راه تحقق آرمانهای انبیا بوده اند. 
ما دائم باید خدا را شکر کنیم که در سرزمین مقدس ایران این لاله ها، چلچراغها و نور افکن‌ها روشن است؛ هرجا که می رویم، هزاران چلچراغ در آسمان ایران روشن است که راه را برای همه بشریت روشن کرده است و حتماً برای شما این روشن است. من برای آن کسانی که نمی دانند عرض می کنم که بدانند، شاید برایشان جالب باشد وقتی ما منزل خانواده های شهدا می رویم آن حرفی را که مادر شهید مسلمان می زند، با حرفی که مادر شهید مسیحی و ارمنی می زند و آن حرفی که مادر شهید کلیمی می زند یکی است. ادبیات، حس و حال خواسته هایشان یکی است، برای اینکه ریشه یکی است. جنس شهدای ما هم یک جنس است. همه آنها از یک جنس اند. همه نورند. همه لطف خدا هستند. 
من معطلتان نکنم. ما خدا را شکر می کنیم و افتخار می کنیم که در این سرزمین و با این هموطنان و با شما خانواده های شهدا زندگی می کنیم؛ هم خدا را سپاسگزاریم و هم افتخار می کنیم. امشب هم علاقه مند بودم که صحبتهای شما را بشنوم حالا شما بزرگواری کردید و صحبتی نکردید. امیدوارم این توفیق نصیب ما بشود که بیاییم و در خدمتتان در منزل حرفها را بشنویم.جمله آخر را عرض می کنم. بالاخره خدا عالم را آفرید، پیامبران آمدند اما مأموریت به پایان نرسیده است. هنوز صلح، آرامش، برادری، خدا پرستی نابی را که همه انبیا فریاد زدند بشر تجربه نکرده است. حالا کاروان دارد می رود، باید به آن نقطه موعود برسیم. آن نقطه ای که همه انبیا وعده اش را داده اند و ان شاء الله آن روز خواهد آمد و امیدوارم آن روز هرچه زودتر اتفاق بیفتد و همه ما آن شیرینی را با روح و دلمان بچشیم و لمس بکنیم.والسلام علیکم و رحمه الله